مفهوم «هبیتوس» از منظر شناخت بدنمند: نگاهی به «تکنیکهای بدن» مارسل موس
نویسندگان
1 استادیار گروه مطالعات علم و فناوری، پژوهشگاه مطالعات فرهنگی، اجتماعی و تمدنی وزارت عتف، تهران، ایران
doi
10.22054/qjss.2024.81474.2824چکیده
این مقاله در امتداد کوششهای پژوهشگرانی قرار میگیرد که در چند سال اخیر به بازخوانی احیاگرانهای از آثار کلاسیک جامعهشناسی و انسانشناسی پرداختهاند تا دیوار تقسیمبندیها میان علوم شناختی و علوم اجتماعی را کوتاه کنند و از خلال آنها مفاهیمی را استخراج نمایند که در ایجاد زبان مشترک میان این دو حوزه از علم و فراهمآوردن بستری برای استحکامبخشیدن به پایههای رشتههای جدیدی مانند علوم اجتماعی شناختی راهگشا باشند. یکی از این مفاهیم بنیادی «هبیتوس» است که گفته میشود نخستبار توسط مارسل موس فرانسوی در گفتمان علوم اجتماعی مطرح و بعدها در سایر سنتها، بهخصوص جامعه/انسانشناسی فرانسوی پرورانده شد. در همین راستا، پژوهش حاضر با تکیه بر رویکرد شناخت بدنمند، که یکی از نظریههای مطرح در علوم شناختی است و به تأثیر و تأثر ذهن، بدن و محیط بر هم تأکید دارد، به بازخوانی مفهوم «هبیتوس» در سخنرانی «تکنیکهای بدن» موس پرداخته و چهار تفسیر از آن را بر مبنای پژوهشهای انجامگرفته در جامعه/انسانشناسی شناختی با روشی توصیفی-تحلیلی ارائه میدهد. یافتهها نشان دادند که تلقی موس از هبیتوس بهعنوان «واقعیت اجتماعی تام» که در آن بهطور همزمان میتوان تجلی امر زیستی، روانی و اجتماعی را شاهد بود، با رویکرد بدنمندی شناخت و برهمکنش بدن، ذهن و محیط بهعنوان یک اکوسیستم شناختی انطباقی معنادار دارد. از همینرو، ادعای این مقاله آن است که هبیتوس را میتوان بهعنوان یکی از مفاهیم پیونددهنده میان علوم شناختی و علوم اجتماعی در نظر گرفت و از آن برای تأسیس و تحکیم پایههای علوم اجتماعی شناختی استفاده کرد.