خشونت خانگی علیه زنان؛ محصول ناسازوارگی برهم‌کنش نهادی

نویسندگان

1 استادیار جامعه‌شناسی، گروه جامعه‌شناسی و مطالعات فرهنگی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران

2 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تهران. تهران، ایران.

3 دانشیار جامعه‌شناسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تهران. تهران، ایران

4 دکتری مدیریت آموزشی، سازمان بهزیستی استان ایلام. ایلام، ایران‏

doi
10.22054/qjss.2024.77792.2746
چکیده

 هدف این ‏پژوهش، شناسایی دلایل و پیامدهای تجربه‌ی خشونت در زندگی زنان خشونت‌دیده است. این پژوهش در ‏قلمرو پارادایم کیفی و مبتنی بر روش نظریه‌ی زمینه‌ای است. جامعه‌ی هدف تحقیق زنان خشونت‌دیده‌ی مراجعه‌کننده به ‏اورژانس اجتماعی و مراکز مثبت زندگی سازمان بهزیستی شهر ایلام است که نمونه‌ای 24 نفره از آنان با استفاده از روش‌های نمونه‌گیری هدفمند ‏و نمونه‌گیری نظری انتخاب ‏شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌ی ‏نیمه‌ساختاریافته گردآوری‌شده و سپس کدگذاری شده‌اند. یافته‌ها ‏حاکی از نقش عوامل اجتماعی همچون خشونت‌ ‏آموخته‌شده، شیوه‌های ‏مسئله‌ساز ‏ازدواج، خانواده‌ی ‏غیرحامی؛ عوامل ‏اجتماعی فرسایش سرمایه‌ی اجتماعی، انگاره‌ی ‏مردسالارانه؛ عوامل اقتصادی نظیر نابسندگی معیشتی؛ و عوامل بین ‏فردی و مداخله‌ای نظیر کژتابی دوسویه است. واکنش‌های زنان عمدتاً انفعالی بوده و پیامد آن ‏معمول‌پند‌اری نقش قربانی برای زنان بوده است. مقوله‌ی هسته‌ی خشونت خانگی علیه زنان محصول «برهم‌کنش تجربه‌ی ‏محرومیت‌های اقتصادی زنان و انگاره‌ی مردسالاری در جامعه‌ی سرزنشگر قربانی» است که حاصل مدیریت خانواده در ‏بستر حفظ کارکردهای فرهنگ مردسالارانه در کنار انتقال ساختاری خشونت در سازوکاری فرهنگی است. ‏