اثربخشی مداخله زودهنگام خانواده محور بر نگرش مادران، پیامدهای والدگری و بهزیستی روان‌شناختی کودکان در معرض خطر ناتوانی‌های یادگیری-تحولی

نویسندگان

1 دکتری رشته روان‌شناسی و آموزش کودکان با نیازهای خاص، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 . استاد گروه روان‌شناسی و آموزش کودکان با نیازهای خاص، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

3 استاد گروه روانشناسی کودکان با نیازهای خاص، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

4 . استاد، گروه آموزش افراد دارای ناتوانی و معلولیت، دانشکده علوم تربیتی، دانشگاه هامبورگ، آلمان

doi
10.22054/jcps.2026.82293.3145
چکیده

ارتقاء توانایی‌های شناختی و تنظیم هیجانی کودکان سنین پیش‌ از دبستان در معرض‌خطر ابتلا به اختلال‌های عصب‌روان‌شناختی تحولی، با تقویت شیوه‌های والدگری امکان‌پذیر است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله زودهنگام خانواده‌محور بر تغییر نگرش مادران، پیامدهای والدگری و بهزیستی روان‌شناختی کودکان در معرض‌خطر ناتوانی‌های یادگیری‌تحولی انجام شد. این مطالعه از لحاظ هدف، کاربردی و از جنبه گردآوری اطلاعات، نیمه‌آزمایشی (پیش‌آزمون، پس‌آزمون، گروه کنترل) بود. جامعه‌آماری شامل کلیه مادرانی بود که کودکان آنان به دلیل مشکلات شناختی و رفتاری-هیجانی به مراکز مشاوره شهر اصفهان ارجاع و تشخیص در معرض‌خطر مشکلات‌ یادگیری دریافت کرده‌اند. بر اساس روش نمونه‌گیری در دسترس و ملاک‌های ورودی، 32 نفر از مادران به مطالعه وارد شدند. ابزارهای تحقیق شامل: پرسشنامه‌های ارزیابی برنامه مداخله‌ای مبتنی بر قلب‌پرورش‌یافته مک‌گریلز و همکاران (2022)؛ بهزیستی‌روان‌شناختی کودک دهقانی (1392) و مشکلات‌رفتاری کودکان پیش‌دبستانی شهیم و یوسفی (1378) بود. مادران گروه آزمایش 8 جلسه مداخله مبتنی بر رویکرد قلب پرورش‌یافته را دریافت کردند و داده‌ها با آزمون تحلیل کوواریانس مانکوا در نرم‌افزارSPSS-24 تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد بین میانگین نمرات گروه‌های مورد مقایسه تفاوت معناداری وجود دارد و تغییرات در متغیر بهزیستی روان‌شناختی کودکان (52%)؛ متغیر تغییر نگرش والدین در مولفه‌های عامل کلی (27%)؛ بازداری (19%) و پاداش (14%) متأثر از مداخله خانواده محور بوده است. مقادیرF در سطح 05/0P< نیز معنادار است. نتایج نشان می‌دهد موثرترین خدمات، مداخله‌هایی هستند که بر نقش خانواده در درمان تاکید دارند و با انجام اقدامات موثر برای کودکان در معرض‌خطر، به پیشگیری از گسترش اختلال‌ها، کاهش پیامدهای منفی والدگری و بهزیستی روان‌شناختی کودکان می‌پردازند.