رفتارشناسی شخصیتهای داستان رستم و سهراب بر پایۀ تئوری انتخاب ویلیام گلسر
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی،واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی ، زنجان، ایران.
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی ، زنجان، ایران.
doi
10.48308/hlit.2025.240421.1407چکیده
این پژوهش با هدف تحلیل روانشناختی رفتار شخصیتهای تأتیرگذار داستان رستم و سهراب در شاهنامۀ فردوسی، مبتنی بر چارچوب نظریۀ انتخاب ویلیام گلسر، به روش تحلیلی ـ توصیفی انجام شده است. پرسش محوری مقاله آن است که چگونه میتوان با تکیه بر مؤلفههای کلیدی تئوری انتخاب (نیازهای اساسی، مسئولیتپذیری، واقعیتگرایی و ماشین رفتار)، خوانشی نظاممند از کنشهای مؤثر و نامؤثر شخصیتهای این روایت ارائه داد؟ یافتهها نشان میدهد که رفتار شخصیتها در چارچوب پنج نیاز بنیادین ویلیام گلسر (بقا، عشق و تعلق خاطر، قدرت، آزادی و تفریح) شکل میگیرد و تضاد میان «واقعیت بیرونی» و «ادراک ذهنی» آنان، بهویژه در شخصیت سهراب، بهعنوان محرک اصلی انتخابهای تراژیک عمل میکند. همچنین، مسئولیتگریزی رستم در افشای هویت واقعی خود، نقشی کلیدی در تقابل میان «کنترل درونی» و «کنترل بیرونی» ایفا میکند که به گسست ارتباط مؤثر و فاجعهبار داستان میانجامد. در پایان این مقاله به این نتیجه میرسد که فقدان توازن در ارضای نیازهای اساسی و واکنش ناکارآمد به واقعیت، انتخابهای شخصیتها را بهسمت سرنوشتی تراژیک سوق میدهد که منجر به فاجعه میگردد. این مطالعه نه تنها ظرفیت نظریههای روانشناسی را در تحلیل متون حماسی تأیید میکند، بلکه الگویی برای بررسی تعامل «اختیار» و «مسئولیتپذیری» در ادبیات کلاسیک ارائه میدهد.