بررسی کارکرد و معنای چهار واژة رسانندة مفهوم اجتماعی ـ سیاسی «مردم» در کتیبههای فارسی باستان
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری و پژوهشگر تاریخ ایران، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشیار پژوهشکده تاریخ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران
doi
10.30465/shc.2022.40839.2351چکیده
مسالۀ مقاله حاضر بررسی واژگانی است که میتوانند در تحریرهای فارسی باستان کتیبههای هخامنشی بر مفهوم اجتماعی-سیاسی «مردم» اطلاق شوند و با توجه به شواهد معادل کل این مفهوم و یا بخشی از آن در نظر گرفته شوند. پژوهش پیشِ رو با رویکرد تاریخ مفهومی مبتنی بر تحلیل زبانشناختی کتیبههای فارسی باستان کوشیده است این واژگان و نسبت آنها با مفهوم «مردم»، به عنوان کنشگرانی اجتماعی-سیاسی، را از منظر کارکردها و معناهای اجتماعی و سیاسی بررسی کند. ازاینرو، به دنبال پاسخی برای این پرسش است که واژگان معادل یا رسانندة مفهوم مردم در تحریرهای فارسی باستان این کتیبهها کدامند و چگونه میتوان کارکرد و معنای اجتماعی آنها را در بافت سیاسی تبیین کرد؟ در پاسخ این فرض مطرح میشود که هر کدام از ستاکهای martiya-، zana-، bandaka- وkāra- بازتابدهندة بخشی از مفهوم اجتماعی ـ سیاسی «مردم» در کتیبههای فارسی باستان هستند. یافتههای پژوهش کارکرد و معنای هر یک از چهار ستاک ذکرشده را به عنوان «مرد»، «سرباز»، «اتباع و پیروان حکومت»، «باشندگان سرزمین»، و «مردم/ سپاه» در متن فارسی باستان کتیبههای هخامنشی بررسی و تبیین کرده است.