تاثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهنآگاهی بر نشخوار فکری و تنظیم شناختی هیجان در افراد مبتلا به اختلال بیخوابی
نویسندگان
1 گروه روانشناسی و علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه خاتم، تهران، ایران
2 گروه روانشناسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه ایران
3 گروه روانشناسی و علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه خاتم، تهران، ایران
doi
10.22054/jcps.2025.87729.3267چکیده
زمینه و هدف: بیخوابی، با وجود شیوع گسترده، پیامدهای منفی قابل توجه، بار اقتصادی چشمگیر و تظاهرات بالینی متنوع، همچنان بهعنوان اختلالی کمتر شناختهشده مطرح است. از اینرو، شناسایی عوامل مؤثر بر آن و طراحی رویکردهای درمانی کارآمد، ضرورتی انکارناپذیر بهشمار میرود. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی بر تنظیم شناختی هیجان و نشخوار فکری در افراد مبتلا به اختلال بیخوابی است.روششناسی پژوهش: در یک طرح آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری، با روش نمونه گیری در دسترس، 30 نفر از افراد مبتلا به بی خوابی مراجعهکننده به کلینیکها و مراکز مشاوره شهر تهران انتخاب و به صورت تصادفی به گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش طی دو ماه تحت درمان قرار گرفتند. پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان(CERQ) و مقیاس پاسخ نشخوار فکری(RRS)، قبل و بعد از مداخله و در مرحله پیگیری یک ماهه در هر دو گروه گردآوری و با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس آمیخته (Mixed ANOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافتهها: نتایج حاکی از تأثیر معنادار شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی در کاهش راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان (001/0>P= ؛30/35=f) ، افزایش راهبردهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجان (001/0>P= ؛01/42=f)، و کاهش نشخوارفکری(001/0>P= ؛34/170=f)، در افراد مبتلا به اختلال بیخوابی بود. تغییرات ایجادشده در مرحلة پسآزمون و در پیگیری نیز پایدار باقی ماندند.نتیجهگیری: نتایج نشان داد که شناخت درمانی مبتنی بر ذهنآگاهی توانست به طور معناداری تنظیم شناختی هیجان را بهبود بخشد و نشخوارفکری را کاهش دهد؛ این نتایج اهمیت بهکارگیری این رویکرد را بهعنوان مداخلهای کارآمد و غیر دارویی در مدیریت و درمان بیخوابی برجسته میسازد.