نقد مفهوم سالک/عارف ـ هنرمند از دیدگاه سنتگرایان بر اساس مطالعات تاریخ اجتماعی
نویسندگان
1 استادیار گروه نقاشی دانشگاه سوره، تهران، ایران.
doi
10.30465/shc.2020.30800.2075چکیده
سالهاست که رویکرد سنتگرایان به خوانش آثار هنری سنتی تبدیل به پارادایم اصلی در فضای دانشگاهی ایران شده است. به باور سنتگرایان هنرهای سنتی و از جمله هنرهای مرتبط با کتابآرایی به ویژه نگارگری، بازتابدهنده عالم مثال هستند و تصاویر به کاررفته در آنها صرفاً بازنمایی عالم واقع نیستند. این دیدگاه باعث شده است تا بسیاری از ایشان نگارگر را فراتر از یک هنرمند معمولی بلکه در جایگاه سالک یا عارفی حقیقتبین بنشانند که توانسته است با درکی شهودی، صُور مثالی را ببیند و در اثرش آنها را بازنمایی کند. از این رو مسئله این پژوهش آزمون مفهوم «سالک/عارف ـ هنرمند» است که عموماً سنتگرایان در تحلیل شخصیت هنرمند سنتی روی آن تأکید میکنند. از این رو در این پژوهش با ترکیب روشهای تاریخی و توصیفی و با تدقیق در گزارشهای دستاول، نحوه زیست اجتماعی و اخلاقی هنرمندان نامدار ایرانی در عهد تیموری و صفوی، بررسی شده تا این ادعای سنت گرایان در ارتباط با جایگاه هنرمند به آزمونی تاریخی گذاشته شود. یافتههای پژوهش نشان میدهد آنچه از زندگی نامآوران هنری ایران در متون دستاول تاریخی نقل شده است بیش از اینکه حاوی بیان سلوک اعتقادی یا عارفانه آنها باشد تصویرگر انسانهایی عادی ولیکن توانمند و خلاقی است که گاه رفتاری مغایر با اخلاق عُرفی و حتی شرعی بروز میدادهاند. در نتیجه برخلاف تصور رایج، میتوان گفت که قائل شدن به مقام سالک/عارف ـ هنرمند برای نگارگران ایرانی صرفاً مبتنی بر نگرشی ذهنگرایانه است و این ادعا با یافتههای تاریخی قابل تأیید نیست .