عناصر باغ زمینی و ظرایف باغبانی در آثار مولوی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.48308/hlit.2025.238675.1367
چکیده

باغ برای ایرانیان مکانی ارزشمند بوده و شاعران نیز پیوسته باغ و متعلقات آن را مشتاقانه توصیف کرده‌اند. باغ با عناصر زیبایش (مانند گل و جوی) فضایی مطلوب برای توجه شاعران است. آنگاه که شعر عرفانی می‌شود، این عناصر به مقولاتی استعاری و روحانی تبدیل می‌گردند. توجه بیش از اندازه به زبان نماد و تمثیل، توجه خوانندگان را از معنای حقیقی باز داشته است. در این مقاله می‌کوشیم عناصر باغ زمینی را (بدون توجه به معنای استعاری آنها) از لابه‌لای آثار مولانا بیرون کشیده و بر روی نکته‌ها و اشارات فنّ باغبانیِ پنهان در آن تمرکز نماییم. یافته‌های پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، نشان می‌دهد مولانا همچنان‌که در ابعاد مختلف، شخصیتی ذوالوجوه دارد و بر بسیاری از دانش‌های زمان خود مسلط است، از فنون باغبانی نیز آگاه بوده و شاید خود و پدرش تجربۀ باغبانی داشته‌اند، و مقام باغ زمینی به‌ماهو باغ (و نه صرفاً باغ روحانی) و زیبایی‌های آن در ذهن و زندگی روزانۀ او پر اهمیت بوده است. او از بودن در باغ، بسیار لذت می‌برده؛ پیوسته در باغ مجالس گفت‌وگو و سماع برگزار می‌کرده؛ و آن نگاه‌های قدسی به تسبیح و رقص درختان، غیر از سابقۀ میراث دینی و عرفانی، حاصل ارتباط عاطفی مستقیم و شهودهای شخصی او در فضای باغ بوده است.