قلمروهای خانه و تغییرات آن در میان مهاجران کاکاوندی در دهههای "1370"، "1380" و "1390"
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد انسان شناسی دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشیار جامعه شناسی دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22054/qjss.2023.68335.2537چکیده
این مقاله به بررسی وضعیت خانه و قلمرو در میان مهاجران کاکاوندی در دهههای 1370، 1380 و 1390 میپردازد. رویکرد نظری مبتنی بر آراء دورشمیت دربارة خانه در فضای جهانی است. روش پژوهش مردمنگاری و فنون گردآوری مشاهده، مصاحبه و تجربه زیسته هستند. یافتهها نشان میدهند که مشکلات زندگی مهاجران در شهرهای هرسین و کرمانشاه به همراه سیاستهای دولت که در راستای عمران روستایی بود سببساز دو پویش شد. نخست، بازگشت به روستا بود که تغییراتی مانند «بوروکراتیزه شدن زندگی روزمره روستایی»، «کارکرد زدایی از خانه روستایی» و «شهری شدن روستا» را به همراه داشت. دوم، مهاجرت به استان تهران و البرز بود. این مهاجران در مناطقی ساکن شدند که فضاهای شهری مناسب برای تحقق امر اجتماعی نداشتند. دوری از جماعت و تک افتادگی در مقصد جدید، قلمرو خانه را برای آنان به درب آپارتمان فروکاست. سرانجام، کاکاوندها برای تحقق امر اجتماعی از مناسک سوگ و شبکههای اجتماعی به دلیل سیالیت و فضامندیِ آنها کمک گرفتند. آنان خانه خویش را در فضای اجتماعی مبسوط تعریف کردند. افرادی که در عالم واقع ارتباط خویش با پیشگاه کاکاوند را از دست دادند بهمرور با فرسایش هویت روبرو گشتند.