بررسی ماهیت کارکردی ساختار سیاسی با تأکید بر کارکرد نظام اجتماعی در فرآیند تمدّنی دولت صفویه

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تاریخ/ دانشگاه اصفهان

2 استاد گروه تاریخ /دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

3 استاد گروه تاریخ/ دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

doi
10.30465/shc.2019.23107.1831
چکیده

هدف اصلی نوشتار حاضر مطالعه رابطه تمدّن با ساخت‌های سیاسی-اجتماعی دولت صفویه است. اهمیت این موضوع به این امر بازمی­گردد که سیر صعود و نزول هر تمدّن نتیجه سازکارهای تراکمی، بازتولیدی و انحطاطی شکل‌گرفته در نظام اجتماعی-سیاسی جوامع سازنده آن است. پژوهش حاضر به­دنبال یافتن پاسخ این پرسش است که ساختار سیاسی در فرآیند تمدّن­سازی دولت صفوی چگونه عمل کرد؟ شالوده ساختاری و کارکردی آن چه بود؟ نتایج تحقیق نشان می­دهد تحرک‌ اجتماعی‌ و امکان گذر از طبقه پایین جامعه به طبقه بالا و پیوند متقابل فرصت‌ها و امکان تمرکز آن‌ها‌، نتایج‌ چندی برای توسعه درون­زای ایران صفوی و به تبع توسعه تمدّنی داشته است. ساختار سیاسی صفویان به­دنبال یک تغییر ساده سیاسی و سلسله­ای درصدد تحول طبقات اجتماعی جهت یافتن به نظمی جدید در پیوند با نظام سیاسی برآمدند. در نظم جدید اجتماعی، طبقه غلامّان گرجی و عالمان دینی در کنار عناصر ایرانی و اهل­قلم، بهره‌مند از مزایای اجتماعی و اقتصادی (صاحبان قدرت، ثروت و موقعیت) شدند که در مقابل باعث تضعیف نظام هنجاری ترکان قزلباش، صوفیان و موجب تجلّی مفهوم دولت-ملت ایرانی گردید. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی ضمن توجه به ضرورت کاربرد رویکردهای جامعه‌‌شناختی در تحلیل پدیده‌های تاریخی و برپایه منابع کتابخانه‌ای سامان­یافته است.