پژوهش تاریخی- تطبیقی در سازههای اجتماعی نکتهای روششناختی در ضمن یک مثال تاریخی
نویسندگان
1 استادیار پژوهشکده تمدن قرآنی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
doi
10.30465/shc.2019.20882.1759چکیده
سازههای اجتماعی مفاهیم چندبُعدی، انتزاعی و غالباً نوینی هستند که برای بیان بسیاری از واقعیتهای زندگی انسانی، بلکه برای سنجش و مطالعۀ علمی آنها تدوین شدهاند. بررسی واقعیت این مفاهیم در اسناد و مدارک باقیمانده از گذشته، پژوهشگر تاریخ را با مسألۀ ناهمسطح بودن افق هرمنوتیک بین عصر حاضر و عصر صدور سند مواجه میکند. واژههای نوین کنونی، یا در عصر صدور سند وجود ندارند و یا بر مفاهیم دیگری غیر از مفاهیم نوین اجتماعی دلالت میکردهاند. در این جا، این پرسش مطرح میشود که پژوهشگر تاریخ برای مطالعۀ تاریخی در گونه مفاهیم چه باید بکند؟ این پرسش، پرسشی روشی و مرتبط با منطق یا متدولوژی علم تاریخ و در قلمرو فلسفۀ علمِ تاریخ است. محقق تلاش میکند تا به روش منطقی پاسخی معرفتشناختی پیشنهاد کند. نتیجۀ این بررسیِ متدولوژیک و در واقع، یافتۀ تحقیق این پیشنهاد است که پژوهشگر برای همسطح شدن و برقراری هماهنگی تفسیری میان خود و منابع تاریخ میبایست گامهایی را بپیماید. نخست، تعریفی نظری و تحلیلی از سازۀ مورد نظر در راستای اهداف پژوهش ارائه کند و سپس این تعریف را به معرّفهایی در راستای همسطح شدن با منابع تاریخی بازگرداند. گاه نتیجۀ این روش چنان امکانی را برای پژوهشگر فراهم میکند که میتواند علاوه بر بررسی مقطعی سازه، آن را به نحو تطبیقی نیز مطالعه نماید.