گفتمان انتقادی و بازتاب شکاف نسلی در رمانهای واقعگرای عصر پهلوی دوم (مطالعهی موردی: نیمهراه بهشت، شراب خام، سگ و زمستان بلند)
نویسندگان
1 استاد گروه تاریخ دانشگاه لرستان
2 دانشیار گروه تاریخ/ دانشگاه رازی کرمانشاه
3 دانشجوی دکترای تاریخ ایران اسلامی/ دانشگاه لرستان
doi
10.30465/shc.2018.16611.1603چکیده
ییکی از وجوه مهمّ رمانهای اجتماعی و واقعگرا، بازتاب وضعیت سیاسی و اجتماعی جامعه است. شخصیت-های کنشگر در این رمانها بازتابی از جامعه هستند و به نمادی از تعارض با جامعه پدیدار میشوند. در عصر پهلوی دوم بسیاری از رمانهای اجتماعی و واقعگرا پدید آمدند که به انتقاد از وضعیت سیاسی و اجتماعی موجود پرداختهاند. ازجملهی این رمانها، نیمه راه بهشت (1332ش)، شراب خام (1347ش) و سگ و زمستان بلند (1355ش) است که با گفتمانی انتقادی، به انتقاد از تقابل سنّت و تجدّد، روشنفکران سرخورده، نظام اداری و حکومتی و حضور و نفوذ آمریکا در ایران، پرداختهاند و زوایایی از جامعهی عصر پهلوی دوم را بازنمودهاند. مسأله اصلی در این پژوهش، بررسی رمانهای مزبور، به شیوه تحلیل محتوا، به هدف تبیین نوع انتقادهایی است که هر یک از این رمانها از وضعیّت سیاسی، اجتماعی و اداری جامعه داشتهاند. یافتهی پژوهش نشان دادهاست که انتقادهایی که نویسندگان این رمانها از وضعیّت سیاسی، اجتماعی و اداری جامعه مطرح کردهاند نشاندهندهی شکافی است که میان نسلهای مختلف جامعه و حکومت بهوجود آمدهاست.