توسعه مدل پذیرش هوش مصنوعی در نظام آموزش عالی کشاورزی ایران
نویسندگان
1 استادیار گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده مهندسی زراعی و عمران روستایی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان، ملاثانی، ایران
2 دانشیار گروه مهندسی ماشینهای کشاورزی و مکانیزاسیون، دانشکده مهندسی زراعی و عمران روستایی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی، ملاثانی، ایران
doi
10.22034/iaeej.2025.505374.1848چکیده
همگام با پیشرفتهای سریع فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی، درک عوامل موثر بر تمایل به پذیرش کاربران نیز به طور فزاینده اهمیت یافته است. در حوزه کشاورزی، هوش مصنوعی به عنوان ابزاری یادگیری تحولآفرین در نظام آموزشی میتواند تحولات قابل توجهی به همراه داشته باشد و به افزایش بهرهوری، کاهش هزینهها و بهبود دقت در پژوهش و آموزش منجر شود. از این رو، پژوهش حاضر با ادغام نظریه تناسب وظیفه-فناوری و نظریه یکپارچه پذیرش و استفاده از فناوری، سازههای موثر بر استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در میان دانشجویان کشاورزی را تحلیل کرد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی مراکز آموزش عالی کشاورزی بود که با استفاده از شیوه نمونهگیری چندمرحلهای در سطوح دانشگاه و مقطع تحصیلی، به روش ریشه مربع معکوس، تعداد ۳۸۵ نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامهای استفاده شد که روایی صوری آن توسط متخصصان و پایایی سازههای آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی در حد قابل قبول ارزیابی شد. برای تجزیه و تحلیل روابط بین متغیرها از مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی استفاده شد. نتایج نشان داد که سازههای انتظار عملکرد، انتظار تلاش و نفوذ اجتماعی به طور معناداری بر تمایل رفتاری دانشجویان موثر بودند. همچنین شرایط تسهیلگری و تمایل رفتاری تاثیر مثبت و معناداری بر رفتار استفاده واقعی فراگیران داشتند. علاوه بر این، تناسب وظیفه-فناوری تاثیر مثبت و معناداری بر تمایل و استفاده واقعی دانشجویان داشت. یافتههای پژوهش ضمن ارتقای ادبیات نظری، درک موجود از پذیرش ابزارهای هوش مصنوعی توسط دانشجویان را عمیقتر کرد و پیشنهادهای کاربردی را برای توسعهدهندگان، سیاستگذاران آموزشی، اساتید و پژوهشگران ارائه داد.