بررسی وضعیتِ آموزش جامعه‌شناسی در ایران (یک مطالعه کیفی)

نویسندگان

1 دانش آموخته کارشناسی ارشد جامعه شناسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

2 دانشیار جامعه شناسی دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
10.22054/qjss.2021.14562.1351
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی و ارزیابیِ کیفیِ آموزش جامعه­شناسی، تلاش دارد تا با نگاهی به وضعیت کنونی آموزش جامعه­شناسی در ایران از دریچه­ی تجربه‌ی زیسته‌ی کنشگران اصلی آن (دانشجو و استاد)، توصیفی از آن ارائه داده و مقدمه‌ای برای بررسی نقاط ضعف و قوت مقوله‌ی آموزشِ رشته­ی جامعه­شناسی در ایران باشد. در این تحقیق با تکیه بر مفروضاتِ رویکرد پدیدارشناسی، آموزش به‌عنوان یک پدیدار برای محقق و کنشگرانِ درگیر فرایند آموزش آشکارشده و محققین تلاش داشته با تکیه‌بر تجربیات زیسته­ی این کنشگران، توصیفی از وضعیت آموزش جامعه­شناسی به دست دهند تا درنهایت بتوان با تکیه‌بر توصیف­ها و واکاوی خلأ‌های موجود در آموزش، به درکی بهتر از وضعیت جامعه­شناسی در ایران نائل شد. روش نمونه‌گیری، نظریه زمینه­ای است. جامعه‌ی آماری شامل دانشجویان جامعه‌شناسی (کارشناسی‌ارشد و دکتری) و اساتید جامعه­شناسی است که با معیار اشباع نظری در نمونه­گیری به پانزده دانشجو و هفت استاد رسیدیم. نتایج توصیفی پژوهش نشان از وجود موارد زیر در وضعیت کنونی آموزش جامعه‌شناسی در ایران می­دهد: نحیف بودن بینش جامعه­شناختی، انباشت مقالاتِ علمی، شکل نگرفتنِ حوزه عمومی، بی­اعتمادی به دانشگاه، مقتضیات محدود کنش دانشجو-استاد در بستر جامعه داخلی و بین­المللی، شیءوارگی علمی، عدم تفکیکِ ساختاری دانشگاه و دولت، عدمِ وجود پارادایم مشخص پژوهشی نظری، عدم استقلالِ دانشگاه از فضایِ امنیتی.