گونه‌شناسی الگوهای ذهنی مرتبط با نقاط قوت و ضعف شرکت‌های تعاونی عشایری در استان فارس

نویسندگان

1 استاد، بخش ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.

2 استادیاربخش ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شیراز، ایران

3 دکترای ترویج کشاورزی، اداره برنامه‌ریزی و فناوری اطلاعات اداره کل امور عشایر فارس، شیراز، ایران.

doi
10.22034/iaeej.2025.548194.1879
چکیده

این پژوهش با هدف گونه‌شناسی الگوهای ذهنی در زمینه نقاط قوت و ضعف تعاونی‌های عشایری استان فارس انجام شد. با استفاده از روش تحلیل Q و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۴ پاسخگوی منتخب، الگوهای ذهنی مشترک شناسایی و رتبه‌بندی شدند تا اهمیت نسبی مسائل و مزایای تعاونی‌ها مشخص گردد. در زمینه نقاط ضعف، یافته‌ها نشان داد که مدیران دارای شش الگوی ذهنی متمایز هستند. الگوی اول بر ضعف‌های زیرساختی، از جمله نبود انبارهای استاندارد و محدودیت تجهیزات تأکید دارد؛ الگوی دوم عمدتاً مسائل مالی و اقتصادی، شامل ضعف بنیه مالی تعاونی‌ها و وابستگی به سهامداران غیرفعال را برجسته می‌کند؛ الگوی سوم بر کمبود آموزش و دانش اعضا و هیئت‌مدیره تأکید دارد؛ الگوی چهارم محدودیت‌های عملیاتی و فیزیکی مانند دور بودن تعاونی‌ها از مراکز شهری را مهم می‌داند؛ الگوی پنجم مسائل نگرشی و فرهنگی، از جمله بدبینی اعضا و نگاه بالا به پایین مدیران را نشان می‌دهد؛ و الگوی ششم مشکلات سیاستی، قانونی و مدیریتی، شامل دخالت‌های دولتی، فقدان اختیارات قانونی و ضعف مدیریت را برجسته می‌سازد. در زمینه نقاط قوت نیز سه الگوی ذهنی اصلی شناسایی شد. الگوی اول مزایای اجتماعی-فرهنگی تعاونی‌ها مانند اعتماد بالای اعضا، روابط عاطفی میان اعضا و هیئت‌مدیره و نقش رابط بین اعضا و دولت را برجسته می‌کند؛ الگوی دوم به مزایای زیرساختی، نهادی و خدماتی مانند خدمات‌رسانی به محروم‌ترین اقشار، توانایی تأمین نیازهای خانوارهای عشایری و وقت‌شناسی تعاونی‌ها تأکید دارد؛ و الگوی سوم مزایای اقتصادی و معیشتی، از جمله توانایی تأمین نهاده‌ها با کمترین قیمت، کنترل قیمت‌های دامی، کمک به اشتغال و افزایش ارزش سهام اعضا را مهم می‌داند. نتیجه‌گیری پژوهش نشان می‌دهد که شناخت دقیق این الگوهای ذهنی و توجه به نقاط ضعف و قوت مرتبط، همراه با بهبود زیرساخت‌ها، تقویت توان مالی، توسعه آموزش و ترویج فرهنگ تعاون، اصلاح سیاست‌ها و قوانین، و بهره‌گیری از سرمایه اجتماعی، می‌تواند اثر هم‌افزا بر عملکرد، پایداری و اثربخشی تعاونی‌های عشایری داشته باشد.