مطالعات فرهنگی دایاسپورا و جهان وطنی
نویسندگان
1 استاد جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22054/qjss.2020.46513.2155چکیده
تلاقی فرهنگ، سیاست و عاملیت در سطوح جهانی و فراملی، حوزه مطالعاتی دایاسپورا را به قلمرو نظری و تجربی جذاب و مهمی در میدان علوم اجتماعی تبدیل ساخته است. تحلیل تجربه دایاسپورا مستلزم بهکارگیری سطوح تحلیلی و مفهومی چندلایه و توجه به زمینههای متنوع ساختاری، تاریخی و تکنولوژیک است. مقاله حاضر با تمرکز بر تجربه و اندیشه جهان وطنی بهمثابه هستهای محوری و استراتژیک برای فهم هویت دایاسپوریک، به دنبال نشان دادن فرآیند، سازوکار، تنوعات، موانع و تنگناهایی است که این تجربه در میان مهاجرین به خود میگیرد. نظریه فرهنگی پسا ساختارگرا، پسا استعماری و فمینیسم با بهکارگیری طیفی از مفاهیم، روشها و مفروضات رشتهای، قابلیتهای زیادی در توضیح و تفسیر فرصتها و محدودیتهای پیش روی مهاجران بینالمللی فراهم میسازند که توجه به آن درسهای مهمی را برای سیاستگذاری مهاجرین هم در کشورهای میزبان و هم در کشورهای مادر فراهم میسازد.