سنگینی دردها و تمرین صبوری با بدن: پدیدارشناسی تجربه‌ی زیسته‌ی دردهای مزمن در بیماران مبتلا به ام-اس

نویسندگان

1 استادیار جامعه شناسی دانشگاه کردستان، کردستان، ایران

doi
10.22054/qjss.2020.41189.2095
چکیده

زندگی با بیماری مزمن فرایندی طولانی‌مدت از مواجهه با سیمپتوم‌ها، زخم‌ها، تشخیص و درک این موقعیت و بازمفهوم‌سازی و بازسازی روایی آینده‌ی فرد بیمار است. دردهای مزمن یکی از آن سیمپتوم‌های پیچیده‌ای است که بیماران در زندگی روزمره‌ی خود، مرئی و نامرئی تجربه می‌کنند. ایده‌ی نظری مقاله این است که دردهای مزمن در بیماری‌های مزمن متضمن مدارایی طولانی‌مدت با بدن هستند، تمرین طولانی از زیستن با بدنی غیرقابل‌پیش‌بینی و دردهایی که مرئی و نامرئی، با دلیل و بی‌دلیل در زمانی که انتظارش را ندارید، سر می‌رسند. هدف من در این مقاله نشان‌دادن این ایده است که درد مزمن چگونه و به‌واسطه‌ی چه شیوه‌هایی شکلی از رنج است؟ مفروضه­ی ما در این رابطه کنارگذاشتن نظریه‌های نوروفیزیولوژیکی است که درد را به حسی جسمی و تنانی و استوار بر پایه‌ی واکنش مغز تقلیل می‌دهند. براین اساس به مطالعه پدیدارشناختی تجربه زیسته دردهای مزمن در بیماران مبتلا به ام-اس پرداخته­ایم. در این کاوش دشوار در میانه‌ی خاطرات ازهم‌گسیخته، استعاره‌های الهیاتی، دل‌نوشته‌های احساسی و غیره، پنج مضمون بنیادی خود را آشکار ساخته که عبارت‌اند از: آسیب‌پذیری و حس شکنندگی، درد در بنیان تجربه زندگی، ترس از معلولیت و تمرین مستمر مدارا با بدن و نارضایتی تنانه و شکایت از بدن.