از بیکاری پنهان به بیکاری آشکار: تأثیر اصلاحات ارضی در به رسمیت شناختن بیکاری

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای تاریخ /دانشگاه تهران

2 استادیار گروه تاریخ/ دانشگاه تهران

doi
10.30465/shc.2017.2437
چکیده

برخلاف آمارهای رسمی، ایران پیش از اصلاحات ارضی در وضعیت اشتغالِ کامل قرار نداشت. شیوۀ مرسوم بهره‌برداری از زمین و رشد جمعیت در نتیجۀ بهبود امکانات بهداشتی و غذایی، سبب کافی‌نبودن منابع تولیدی برای  جمعیت روستایی و رشد بیکاری پنهان در روستاها شده بود. به همین علت اضافه جمعیت روستایی به­ویژه با پایان فصل کشاورزی به شهرها سرازیر می­شدند. همچنین، کاهش برنامه­های عمرانی دولت در دهه­های 1320 و 1330 موجب کاهش ظرفیت اشتغال شهری و شکل‌گیری بیکاریِ آشکار شهری شد. در سال1330 بازار کار از جذب بیشتر نیروی کار مهاجر روستایی و بخشی از نیروی کار شهری عاجز شد. با این­حال، دولت عمدتاً با فروکاستن و یکی‌دانستن بیکاران شهری با مهاجران روستایی و با ادعای وجود کار در روستاها‌، بیکاری را به‌عنوان مسئله­ای اجتماعی با ریشه­های اقتصادی نمی­پذیرفت. از این­رو، این پژوهش با تکیه بر رویکرد مورخان اجتماعی و تأکیدشان بر تنش میان واقعیت مادی و بعد ایدئولوژیکِ بیکاری، به بررسی نحوۀ تبدیل بیکاری پنهان به بیکاری آشکار و نقش اصلاحات ارضی در پذیرش بیکاری به­عنوان مسئله­ای اجتماعی می­پردازد. نتیجه بیانگر آن است با توجه به محدودیت زمین­های بازتوزیعی در اصلاحات ارضی، بازگشت مهاجران و خواست زمین از سوی آن­ها می­توانست روند بازتوزیع زمین به شیوۀ مدنظر دولت را مختل کند.