بررسی آراء علامه طباطبائی در زمینه زیست اجتماعی انسان؛ همخوانی یا ناهمخوانی؟

نویسندگان

1 دانشیار فلسفه دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.22054/qjss.2020.48508.2179
چکیده

مقاله حاضر درصدد است تا شرح‌های علامه طباطبائی در زمینه حیات اجتماعی انسان را به لحاظ همخوانی و یا ناهمخوانی مورد ارزیابی قرار دهد. نوشته‌های ایشان در این مقوله، دو دسته است. یک دسته با ادبیات کاملاً فلسفی نوشته شده و دسته‌ای دیگر دارای ماهیتی الهیاتی ـ فلسفی می‌باشد. این مقاله از روش اسنادی و کتابخانه‌ای بهره برده و بر مجموعه آثار مکتوب علامه در این زمینه متمرکز است. فیش‌گیری داده‌های لازم و سپس تجزیه‌وتحلیل عمیق به شیوه توصیفی ـ استنباطی، روش انجام این پژوهش بوده است. از یافته‌های پژوهش حاضر این است که علامه به‌طور مکرّر اصل مدنیٌ بالطبع بودن انسان را به اصل مستخدمٌ بالطبع بودن انسان تفسیر و تحویل نموده ‌است که با یکدیگر ناهمخوان و ناسازگار است. اگر اصل اوّلی در انسان، مدنی بالطبع باشد، اجتماع برای او امری طبیعی بوده و او موجودی تعاونی تلقّی شده که برای بقاء نوع با همنوعان خود همکاری می‌کند و هر گاه اصل اوّلی در بشر، اصل استخدام باشد، او بالطبع (یعنی طبیعت اوّلی) موجودی استخدام‌کننده و رقابت‌کننده با دیگران برای استخدام بیش‌تر، تصوّر می‌شود. او بالذات موجودی اجتماعی نیست بلکه از روی ناچاری تن به زندگی اجتماعی می‌دهد تا از ثمرات دیگران بیشتر بهره‌مند گردد.