مفهومسازی نگاشت جاودانگی در اشعار صائب تبریزی بر اساس نظریة استعارة مفهومی لیکاف و جانسون
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات، دانشگاه یزد
doi
10.30473/prl.2025.73155.2150چکیده
جاودانگی و عمر ابدی از مباحث رایج ادب فارسی بهویژه ادب عرفانی است. در عصر صفوی شاعران به دلیل گرایش به زبان مردم، استعارههای مفهومی فراوانی را جهت تبیین مضمونهای انتزاعی از جمله جاودانگی به کار گرفتند. استعارههای مفهومی یا شناختی بنابر نظریة لیکاف و جانسون بر مبنای تجربههای حسی و حرکتی آدمی و برای تبیین ذهنیتهای او به طور مکرر در زبان استفاده میشود. شاعران فارسیزبان نیز بسیاری از پیچیدگیهای ذهنی و شهودی را با این نوع استعارهها به شکلی ملموس در زبان تبیین کردهاند. صائب تبریزی از جمله شاعران سبک هندی است که برای فهم عمر جاودان، استعارههای شناختی زیادی را در اشعارش گنجانده است. در این پژوهش براساس روش توصیفی و بر مبنای نظریة لیکاف و جانسون، استعارههای مفهومی اشعار صائب را برای تبیین عمر جاودان در قالب 40 نامنگاشت بررسی خواهیم کرد. صائب با کاربست استعارههای ساختاری و هستیشناختی، عمر جاودان کمّی را مایة پوچی دانسته و جاودانگی را به شکل کیفی در کسب فضایل اخلاقی و عرفانی تعریف کرده است.