طرح و تحلیل چند مضمون کم یابِ بلاغی در متون تفسیری و عرفانی فارسی
نویسندگان
1 ندارم
doi
10.30473/prl.2025.73489.2153چکیده
بلاغت از ارکان مهم و غیرقابل انکار ادبیات است و متن ادبی بدون در نظر گرفتن ویژگیهای بلاغی، تاثیر و انگیزش چندانی در خواننده ایجاد نمیکند. نویسندگان متون برجسته ی تفسیری و عرفانی عموما با علوم ادبی و بویژه دانش بلاغت آشنایی داشته و گاه در لابلای آثار خود به برخی از اسرار نهفتۀ این دانش، اشاراتی لطیف و ظریف داشتهاند که از آن میان میتوان به ابوالفتوح رازی، ابوالفضل میبدی، عین القضات همدانی و مستملی بخاری اشاره کرد. اما از آنجا که گروهی از این نکتههای بلاغی از دید زعمای بلاغت به دور مانده و کمتر مورد توجه قرارگرفته است؛ کشف، طرح و تحلیل آن ها از میان نوشتههایشان، امری لازم مینماید. پژوهش حاضر میکوشد با یررسی برخی از متون مهم تفسیری و عرفانی کهن مثل: روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، کشف الاسرار و عده الابرار، نامه-های عین القضات همدانی و شرح التعرف لمذهب التصوف، با روش تحلیلی – توصیفی، آن دسته از ویژگی-های کم یاب بلاغی را که از منظر علمای بلاغت مغفول ماند، پس از جستجو، مطرح و تحلیل نماید. نگارنده-گان، پس از تجزیه و تحلیلِ نمونهها، نتیجه میگیرند که در متون عرفانی و تفاسیر کهن قرآنی، صنایع کم کاربرد و کم یابی چون: تعلیل لغوی، نظریه امر متخلف، وجوه معانی متعدد لفظ و ادب سوال، آمده است.واژه های کلیدی: بلاغت، متون تفسیری، متون عرفانی، مغفولات بلاغی.