سویههای جناس در جلوۀ بدیع فارسی و عربی
نویسندگان
1 استادیار داتشگاه فرهنگیان
2 مدرس موظف دانشگاه فرهنگیان همدان
doi
10.30473/prl.2025.74132.2156چکیده
جناس یکی از آرایههای ظاهری بدیع است که هماهنگی الفاظ (و گاه معانی) را در واژگان در نمای بیرونی، در معرض دید خواننده قرار میدهد؛ اما هنوز که هنوز است بلاغتپژوهان، به دور از در نظر گرفتن ساختار زبانیِ غنی و پربارِ جناس، در کشاکش تقسیمبندی آرایهای آن به توافق و تجمیع نرسیدهاند. بر اساس اتفاق نظر غالب در تقسیمبندیها، جناس باید بیپیرایه و طبیعی جلوه کند؛ اما اگر جناس بافت و ریخت جمله را به هم بریزد، معنا دچار اختلال میگردد. آنچه نیک هویداست آن است که صنایعی چون جناس بدون در نظر گرفتن ملاحظات ژرفساختی نمیتواند بر رونق سخن بیافزاید. این پژوهش با تکیه بر روش تحلیلی- توصیفی مبتنی بر اسناد کتابخانهای در صدد آن است که پریشانگوییهای تقسیمبندی را ریشهیابی کرده علل آنها را دستهبندی و وارسی کند. یافتههای پژوهش حاضر نشان میدهد تار و پود بلاغت فارسی و عربی چنان درهم تنیده شده است که علم بدیع، در آرایههایی چون جناس، به دلیل تنوّع سلیقه در نامگذاری و کاربرد آن، درک درستی از تعاریف و دستهبندی های آن ندارد. نتایج پژوهش حاضر بیانگر این است که به طور تقریبی اکثر انواع جناس، کم و بیش به همان نامِ ترجمهشده در زبان فارسی، به کار رفته است؛ اما تنوّع سلیقه در دسته بندی و نامگذاری جناس فارسی و عربی مخاطب را نه تنها آگاه، که سردرگمتر میکند.