رویکرد لایه‌ای علم بیان و نقد تصویر بلاغت کلام در اشعار آیینی-عاشورایی در دورۀ پس از انقلاب (مطالعۀ موردی اشعار عاشورایی یزد)

نویسندگان

1 استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان تهران، ایران.

doi
10.30473/prl.2025.72097.2137
چکیده

امروزه علم بیان به عنوان یک عنصر اساسی در تبیین مادۀ کلام و نقد بلاغی مؤثّر است و بستری برای تصرّفات خیال و بالندگی تصویر هنری کلام می‌باشد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و استشهادی به بررسی این مؤلّفه با هدف کشف نکات بلاغی در سوگ‌سروده‌های آیینی-عاشورایی می‌پردازد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که علم بیان و مختصات آن به یاری شاعر می‌آیند تا مقدار سخن را با توجه به اقتضای موقعیّت و مخاطب بسنجد و اختصار و تفصیل کلام را با رعایت موقع و مقام اندازه‌گیری کند آنچنان که محتوا و کنش و کارکرد کلام، خواهش روحانی و عواطف معنوی مخاطب را اقناع کند و از طرفی ضمن توجۀ مخاطب به کلیّت زیبایی سخن، ماهیت فلسفۀ عاشورا را درخشان‌تر سازد. بدین سان شاعر «اصل عاشورا» را به عنوان معیار کلام قرار می‌دهد و ساخت بیرونی و درونی سخن (بافت کلام) را تحت‌ شعاع مبانی عاشورا با یاری لایه‌های متنوع فن بیان، گسترش می‌دهد. این امر سبب می‌شود که تصاویر شعر (تشبیه، استعاره، مجاز، کنایه)، ابزاری برای تقریر مقصود شاعر و در نتیجه معنای کلام شود. در مجموع، همبستگی کلام با بحث و موضوع، دور بودن کلام از حشو و زواید، رسایی لفظ و معانی زیاد در عبارات کم، مایۀ اصلی بلاغت شعر آیینی می‌گردد.