کارکرد بلاغی اصطلاحات طبی در قصاید خاقانی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران ، ایران

2 استاد گروه آموزشی ربان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارمی، تهران، ایران

3 دانشیار گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزشی، تهران، ایران

4 استاد گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

doi
10.30473/prl.2025.72497.2142
چکیده

خاقانی از شیوه‌های بیانی مختلف، متعدد و متکثری در آفرینش شعرش بهره جسته است؛ به‌طوری‌که همین امر باعث تمایز و سرآمدی شعر این شاعر نسبت به شاعران دیگر شده است. کارکرد بلاغی آموزه‌های طبی در دیوان قصاید خاقانی از شمار همین رویکردهاست. این شاعر از اصطلاحات طبی و نشانه‌های آن در شعر خود به‌وفور استفاده کرده است. در این جُستار با روش تحلیلی- توصیفی و با رویکرد بلاغی تلاش کرده‌ایم، به این پرسش پاسخ دهیم که خاقانی با آگاهی از دانش طب، چگونه اصطلاحات طبی را دستمایۀ تصویرسازی شعری خود قرار داده و از چه شگردهای بلاغی برای خلق این مهم بهره جسته است و این فرایند چه تأثیری در جمال‌شناسی شعری وی داشته است. به این منظور اصطلاحات طبی پرکاربرد را در قصاید او کاویده‌ایم و برای نمونه ابیاتی را که خاقانی با بهره از اصطلاح طبی، دستمایۀ تصویرسازی خود در هنرآفرینی کرده است، بررسی کرده‌ایم. با بررسی چند اصطلاح طبی پرکاربرد در قصاید خاقانی مشخص شد که فهم و دریافت شعر خاقانی نیازمند دانش‌های گوناگونی ازجمله علم طب و... است و خوانندۀ اشعار او بدون آگاهی از این علوم از شعرش لذت بایسته را نمی ‏برد. نکته دوم این‌که خاقانی با نبوغ هنری و ذهن وقاد خود به‌راحتی توانسته است با بهره از اصطلاحات طبی و دانش بلاغی در حوزۀ بیان و بهره از تشبیه و استعاره و... میان پدیده‌های بسیار دور از هم شباهت و مانندگی بیابد و از این طریق، تصویرهای بدیع و هنری از اصطلاحات طبی خلق کند.