جوهر و وجوب شعر از دیدگاه داوری اردکانی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
doi
10.48308/hlit.2025.239488.1386چکیده
تأمل در ماهیت و چیستی شعر، ذهن و زبان فیلسوفان، ادبا و زبانشناسان را در دورههای مختلف تاریخی به خود مشغول داشتهاست. این امر در دورۀ معاصر نیز محل تأملات جدی قرار گرفتهاست. رضا داوری در زمرۀ معاصرانی است که با رویکردی فلسفی به چیستی و ماهیت شعر پرداخته و پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی به بررسی نظرات او دراین باب میپردازد. نتایج این جستار نشان میدهد که داوری تحت تأثیر هایدگر و سنت حکمی ـ عرفانی، کوشیده به پرسش چیستی شعر و عناصر مرتبط با آن پاسخ گوید. او شعر ناب و اصیل را موهبتی آنسویی میداند که از صافی کلام انبیا و اولیا گذشتهاست و بر فراز زمان، برای هر عصری و نسلی، نور و خرد و روشنی را به ارمغان میآورد. او اگرچه گونههای مختلفی برای شعر برمیشمارد، اما این شعر عرفانی و بهطور مشخص شعر حافظ است که قدر میبیند و بر صدر مینشیند. داوری ضمن تأیید تعهد در شعر، تأکید میکند که شعر اصیل در خدمت ایدئولوژی یا مرامنامۀ خاصی قرار نمیگیرد. در نظر وی، زبانِ نخستین شعرست و شاعران واضعان اصلی زباناند. زبان کنونی به زبان عبارت تقلیل پیدا کرده و از پشتوانۀ پیشین خود یعنی زبان اشارت تهی شدهاست. لذا زمانۀ جدید در نگاه او، زمانۀ عسرت است و زبان و شعر در نازلترین سطح و حدّ خود نمود پیدا کرده و ناامیدانه بانگ برمیدارد که در آینۀ شعر شاعران زمانۀ حاضر، امروز و فردایی تاریک و سرشار از دشمنی و تباهی میبیند. از اینرو، تلاش میکند با رجعت به شعر شاعرانی چون حافظ و مولانا و سعدی، به احیا و بازآفرینی زیستجهان شاعرانهای بپردازد که جوهر شاعرانگی خود را وامدار عالم غیب است و سرشار از آموزههای حکمی و عرفانی است که ریشه در کلام وحیانی و سخنان پیشوایان دین دارد.