کاربرد دستور زبانی و بلاغی صفت در هشت‌بهشت امیر خسرو دهلوی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زابل

2 کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه زابل

doi
10.30473/prl.2025.70884.2116
چکیده

«صفت» در دستور زبان فارسی واژه‌ای است که ویژگی، حالت یا کیفیت موصوف را آشکار می‌سازد و در دو حوزۀ اساسی جلوه‌گر می‌شود: حوزة دستور زبان و حوزة بلاغت. در سطح دستور زبانی، صفت به‌عنوان ابزار توصیف، جایگاه مشخص و کارکرد نحوی معینی دارد. در حوزة بلاغت، صفت از این چارچوب فراتر می‌رود و با پیوند خوردن به آرایه‌هایی؛ چون تشبیه، استعاره، کنایه، تلمیح و جناس، به آفرینش تصویری و هنری متن یاری می‌رساند. امیرخسرو دهلوی در منظومۀ «هشت‌بهشت» با بهره‌گیری گسترده و هوشمندانه از صفات، علاوه بر این که تصویرگری دقیق و زبانی آهنگین خلق کرده است، از طریق صنایع بلاغی، به کلام خویش تشخص و برجستگی خاص بخشیده است. این پژوهش، به روش کتابخانه‌ای و رویکرد توصیفی‌ـ‌تحلیلی، انواع صفات در این اثر را استخراج و در دو حوزۀ یادشده طبقه‌بندی و تحلیل کرده است. نتایج آماری نشان می‌دهد که در حوزة دستور زبان، صفت اشاره بیشترین بسامد را دارد و پس از آن، انواع صفت‌های فاعلی، ساده، نسبی و دیگر گونه‌ها قرار می‌گیرند. در حوزة بلاغت نیز صفت‌های با کارکرد تشبیهی بیشترین کاربرد را داشته است و پس از آن، استعاره، کنایه و سایر آرایه‌های ادبی جای می‌گیرند. برآیند این مطالعه نشان می‌دهد که صفت در «هشت‌بهشت» هم ابزاری دستوری، بلکه مهم‌ترین عنصر بلاغی برای خلق تخیل، تصویر و موسیقی کلام است.