بررسی تطبیقی قاعده کاهی معنایی از منظر فرمالیسم در غزلهای سعدی و حسین منزوی
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه شهیدباهنر کرمان.
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد سیرجان، دانشگاه ازاد اسلامی، سیرجان، ایران
3 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی،واحد سیرجان،دانشگاه آزاد اسلامی،سیرجان،ایران
doi
10.30473/prl.2025.71311.2126چکیده
فرمالیستها زبان را دارای دو کارکرد خودکار و برجستهسازی میدانند. برجستهسازی بر دو نوع قاعدهافزایی و قاعدهکاهی است. قاعدهکاهی نیز انواعی دارد که شعرآفرینترین آنها قاعدهکاهی معنایی است. قاعدهکاهی معنایی برحسب انتخاب با صنایع تشبیه و استعاره و برحسب ترکیب با پارادوکس و ایهام منطبق است. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به بررسی تطبیقی قاعدهکاهی معنایی از منظر فرمالیسم در غزلهای سعدی و حسین منزوی پرداختهایم. اهمیت پژوهش از این جهت است که برای اولین بار تفاوتها و شباهتهای قاعدهکاهی معنایی را از منظر فرمالیسم در غزل سعدی و منزوی مورد بررسی قرار میدهد. در این بررسی دریافتیم که از انواع تشبیه، تشبیه بلیغ در غزل هر دو شاعربالاترین بسامد را دارد و همچنین بالاترین نقش را در فرم اثر و روابط درون متنی ایفا میکند. در شعر سعدی تشبیه مجمل رتبه دوم و تشبیه مفصل در مرتبه سوم قرار میگیرد در حالی که در غزل منزوی تشبیه مفصل بیشتر از مجمل به کار رفته است. از انواع استعاره، انسان پنداری بیشترین بسامد را در غزل هر دو شاعر دارد و این نوع استعاره از منظر فرمالیستی نیز نقش برجستهای ایفا میکند. درباره گونههای پارادوکسِ مورد بررسی، در غزل هر دو شاعر پارادوکس معنایی در سطحِ بیت، بیشترین بسامد و تأثیر فرمی را دارد. در مدلهای هنرسازۀ ایهام مورد تحقیق، ایهام واژگانی در غزل هر دو شاعر از بیشترین بسامد اثر گذاری بر فرم و ساختار برخوردار است.