ارزیابی آسیبپذیری کشاورزان نسبت به خشکسالی: مورد استان فارس
نویسندگان
1 استاد گروه مدیریت توسعه روستایی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران.
2 دانشجوی دکتری توسعه کشاورزی، گروه مدیریت توسعه روستایی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران.
3 دکترای توسعه روستایی، سازمان جهاد کشاورزی استان بوشهر، بوشهر، ایران.
4 دانشیار گروه مدیریت توسعه روستایی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران.
doi
10.22034/iaeej.2025.485938.1826چکیده
خشکسالی یک مخاطره اجتماعی-طبیعی پیچیده و تکرارشونده است که با تغییرات آب و هوایی، فراوانی، شدت و مدت آن افزایش مییابد. کشاورزی به عنوان یکی از مهمترین بخشهای اقتصادی کشور، بخش راهبردی در تأمین نیازهای غذایی جمعیت رو به رشد و منبع اصلی تأمینکننده درآمد و معیشت روستاییان، به شدت تحت تأثیر این مخاطره اقلیمی پرهزینه و پیامدهای تدریجی آن قرار گرفته است. از این رو، فرآیند توسعه کشاورزی و معیشت پایدار بهرهبرداران این بخش اقتصادی، نیازمند شناسایی و ارزیابی میزان آسیبپذیری در برابر چنین مخاطرات طبیعی میباشد. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف کلی ارزیابی آسیبپذیری (دربردارنده سه عنصر مواجهه، حساسیت معیشتی و توان سازگاری) کشاورزان استان فارس نسبت به خشکسالی انجام گرفت. برای این منظور، با استفاده از ابزار پرسشنامه، 420 کشاورز به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای مورد مصاحبه قرار گرفتند. روایی پرسشنامه توسط اساتید توسعه و ترویج کشاورزی و پایایی آن از طریق مطالعه راهنما و ضریب آلفای کرونباخ تأیید گردید. قابل ذکر است که برای برآورد مواجهه، از دادههای هواشناسی و شاخص معیار بارش سالانه (SIAP) استفاده گردید. نتایج نشان داد که میانگین بهنجار مواجهه، حساسیت معیشتی و توان سازگاری کشاورزان مورد پژوهش بهترتیب برابر با 0/575، 0/488 و 0/535 از 1 میباشد. افزون بر این، شاخص آسیبپذیری اقلیمی (CVI) برابر با 514/0 از 1 (با دامنه 0/2 تا 0/86) برآورد شد که تا حدودی بالاتر از حد متوسط قرار دارد. علاوه بر این، براساس تحلیل خوشهای چندمیانگینی، پاسخگویان در سه خوشه آسیبپذیری سطح پایین (حدود 54 درصد)، متوسط (27 درصد) و بالا (بالغ بر 19 درصد) قرار گرفتند. میانگین شاخص آسیبپذیری اقلیمی در این خوشهها بهترتیب 0/42، 0/56 و 0/68 است. همچنین، نتایج تحلیل مکانی نشان داد که دامنه میانگین شاخص آسیبپذیری اقلیمی از 0/310 (از 1) در شهرستان لامرد تا 0/640 (از ۱) در مرودشت متغیر بوده است. با توجه به نتایج پژوهش، به منظور کاهش آسیبپذیری کشاورزان در برابر خشکسالی، ترکیبی از اقدامات آموزشی، حمایتی و مدیریتی باید پیادهسازی شود. از طرفی، توجه به تفاوتهای منطقهای و ویژگیهای خاص هر منطقه در طرحریزی برنامهها و سیاستها اهمیت ویژهای دارد. همچنین، استفاده از دادههای مکانی و تحلیلهای دقیقتر میتواند به شناسایی مناطق آسیبپذیر و تخصیص منابع به این مناطق کمک کند.