زبان قدرت در تاریخ بلعمی
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران
3 عضو هیأت علمی دانشگاه مازندران
4 عضو هیات علمی دانشگاه مازندران
doi
10.30473/prl.2025.71676.2132چکیده
متون تاریخی پیش از انقلاب مشروطه بنا به ماهیتی که دارند، ویژهزبان سیاسی دارند. این ویژهزبان سیاسی که از قدرت سیاسی سرچشمه گرفته، ممکن است در برخی کتابها و دورهها و بنابر مقضیات زمانی و مکانی، حضوری پررنگ و یا کمرنگتر داشته باشد. تاریخ بلعمی نوشته ابوعلی بلعمی در قرن چهارم از این زبان خاص برخوردار است. در این پژوهش تأثیر قدرت، اعم از سیاسی و معنوی در تاریخ بلعمی بررسی و تحلیل شده است. متن در مواجهه با قدرت و رعایت الزامات و اقتضائات آن به اشکال گوناگونی در میآید. نویسنده تاریخ بلعمی از سویی آغازگر تاریخنویسی در زبان فارسی است و از دیگر سو، تاریخی «در زمانی» ترجمه و تألیف کرده است؛ از اینرو کمتر به تشریفات زبانی و آداب آن ـ چنانکه بعدها در متونی چون تاریخ بیهقی و تاریخ جهانگشا وجود دارد ـ پایبند است. روش انجام پژوهش، توصیفی و تحلیلی است. در تحلیل زبان قدرت از اصطلاحات معنیشناسی و کاربردشناسی بهره برده شد. بلعمی با روشهایی چون ذکر القاب و صفات، همنشینی واژگان قدرت، گزینش واژگان، کاربرد شگردهای ادبی مانند تمثیل، تضاد، اغراق و...، لحن ستایشی، نوبتگیری در سخن گفتن و... توانسته است این اقتضائات پدید آمده از قدرت را در زبان خود بازتاب دهد. او در واقع با زبانی هنری و کاربرد برخی از ساختارهای نحوی این کار را انجام میدهد. غالباً این موارد در عرف زبان جنبۀ عمومی داشته و مورخان بعدی نیز – با وجود بهکارگیری روشهای جدید - در بیان زبان قدرت پیرو وی هستند.