اقتدارپزشکی،ازخشونتتادگرفهمی؛ مطالعه ای قوم نگارانهدرشهرتهران
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبائی
2 استاد جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی
3 استادیار جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.22054/qjss.2019.33750.1868چکیده
رابطه درمانی بین پزشک و بیمار رابطهای نابرابر است. بیمار در وضعیتی اضطراری ناگزیر از انجام توافقی با پزشک است که پذیرش طرح درمان و انجام آن و پرداخت هزینهها را در برمیگیرد و پزشک برخلاف بیمار اضطراری برای پذیرش شرایط توافق ندارد. این موقعیت نابرابر ممکن است به اقتدار پزشک منتهی شود، به این معنا که پزشک با قرار گرفتن در موقعیتی برتر خواست و اراده بیمار را تابع خواست خود کند. یافتههای این تحقیق که در سنت مردمنگاری انتقادی و بر اساس مصاحبههای نیمه ساختیافته با عدهای از بیماران و پزشکان در شهر تهران انجامشده است نشان میدهند که در حوزه عمل درمانی پنج شکل اصلی اقتدار پزشکی را میتوان به ترتیب زیر برشمرد: اقتدار فردی پزشکان که امتداد اقتدار آنها در حوزههایی غیر از حوزه عمل پزشکی است. اقتدار قهری که با نفی بدن زیسته و سوژگی بیمار پدیدار میشود. اقتدارگرایی پزشکی که با تحت سلطه گرفتن بیمار به کمک ترفندهای روانی امکانپذیر است. اقتدار حقوقی پزشکی که با تکیهبر پروتکلهای درمانی و تأکید بر حقوق مدنی افراد به دست میآید و در نهایت اقتدار دگرفهم پزشکی که از تجربه شخصی پزشک و توان وی برای پرورش دادن رابطهای شخصی با بیمار برمیخیزد.