افسانۀ مرگ یزدگرد بزهگر
نویسندگان
1 دانشیار گروه تاریخ/ دانشگاه شهید چمران اهواز
doi
چکیده
افسانة مشهور مرگ یزدگرد یکم (399-420 م) آشکارا ساخته و پرداختۀ بزرگان و موبدان زردشتیِ دورۀ ساسانیان بود که با ترجمة خداینامه و با کمک تاریخنویسان عرب و ایرانی روزگار اسلامی بر آن آگاهی یافتند. طبق اجزای داستان مزبور مردم مرگ یزدگرد را خواست خداوند و اسب را فرشتة خداوند برای کشتن یزدگرد و برای رهانیدن آنها از بیدادگریهای وی دانستند. پرسش این است که چرا در دورۀ ساسانیان چنین داستانی دربارۀ مرگ یزدگرد یکم ساخته شده و کارکرد آن چه بوده است؟ تاکنون پژوهندگان تاریخ ساسانیان ناخشنودی موبدان و بزرگان زردشتی از سیاستهای بردباری دینی یزدگرد یکم با مسیحیان و یهودیان را سبب قتل و برساختن داستان مرگ او دانستهاند. در این پژوهش نشان خواهیم داد که یزدگرد یکم بر اثر بیماری مرده است و سپس بزرگان و موبدان کینهجو، در کوشش برای نابودی یاد یزدگرد، مرگ او را در چهارچوب افسانه و همچون پادافرهی ایزدی و شایستۀ پادشاهی بزهگر بازگو کردهاند.