ایران: تحول در سیاست خارجی یک دولت اسلامگرا
نویسندگان
1 استادیار پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
doi
چکیده
سیاست خارجی ایران پس از انقلاب، همچون دیگر بازیگران بینالمللی، تحت تأثیر تحولات گوناگون داخلی و خارجی دچار دگرگونیهایی شده است. مقاله حاضر پس از طرح جایگاه سیاست خارجی و اهداف آن در قانون اساسی و تأکید بر سویه اسلامگرایانه این اهداف، روابط و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را طی چهار دوره بررسی میکند :١. یک سال نخست بعد از انقلاب؛ ۲. جمهوری اول (۱۳۶۸-۱۳۵۹) ۳. جمهوری دوم (۱۳۷۶-۱۳۶۸)؛ و ۴. جمهوری سوم (۱۳۸۴-۱۳۷۶). این بررسی نشان میدهد که سیاست خارجی ایران در این دورهها ترکیبی از واقعگرایی و آرمانگرایی بوده و تحول در این زمینه نیز همواره در چارچوب قانون اساسی و با همان واژگان ایدئولوژیک توضیح داده شده است. همچنین هر یک از جناحهای سیاسی میکوشد برنامهها و راهکارهای خود را با استناد به اصول قانون اساسی ایدئولوژی مذهبی و رویه امام خمینی (ره) نتیجه بخش و اثرگذارتر معرفی کند. به نظر میرسد برای درک بهتر و دقیقتر تحولات و دگرگونیهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بایستی به اختلافات و رقابتهای جناحی و توان اثر گذاری آنها بر فرآیند سیاستگذاری خارجی توجه بیشتری داشت.