کارکرد بلاغی‌ جواهرات در اشعار خاقانی‌ شروانی

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

2 گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، صندوق پستی 889-14665، تهران، ایران

3 گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، صندوق پستی 889-14665، تهران، ایران

doi
10.30473/prl.2025.68961.2087
چکیده

اشعار خاقانی به‌ سبب‌ اشتمال بر اصطلاحات علوم مختلف‌، تلمیحات، استعارات و کنایات متعدد، غریب‌ و گاه چند لایه‌، دشوار و دیریاب است‌ و در اغلب‌ موارد نیاز است‌ که‌ خواننده برای‌ دریافت‌ معنا و ظرایف‌ بلاغی‌ شعر، بر موارد مذکور احاطه‌ داشته‌ باشد. گوهرشناسی‌ و طب‌ از جمله‌ علومی‌ است‌ که‌ وی در خلق‌ بسیاری‌ از مضامین‌ شعری‌ خود بدان نظر داشته‌ است‌. از این‌ رو پژوهش‌ حاضر با توجه‌ به‌ نقش‌ پررنگ‌ گوهرها و خواص آنها در ایجاد صور خیال و آرایش‌ کلام خاقانی‌ به‌ روش تحلیل‌ محتوای‌ کمی‌ و کیفی‌ به‌ بررسی‌ کارکرد بیانی‌ و بدیعی‌ این‌ سنگ‌های‌ گران‌بها در اشعار این‌ شاعر پرداخته‌ است‌. در بررسی‌ کمی‌، ضمن‌ طبقه‌بندی‌ و ارائة‌ تشبیهات و استعارات طرح شده حول گوهرهای‌ پربسامد، مشخص‌ شد که‌ سنگ‌های‌ سرخ و به‌ طور خاص، لعل،‌ پرتکرارترین‌ سنگ‌ها در شعر خاقانی‌ است‌ و به‌ سبب‌ قابلیت‌ در تصویرسازی‌ از لب‌ معشوق و می‌ در غنا و نیز اشک‌ و خون در رثا و البته‌ کوتاهی‌ واژه، بیشترین‌ تشبیهات و استعارات را دارد. در بخش‌ کیفی‌ نیز ساخت‌ تشبیهات و استعارات چند لایه‌ با وجه‌ شبه‌ رنگ‌ و سایر خواص گوهرشناختی‌ و طبی‌ مورد بررسی‌ قرار گرفت‌. همچنین‌ به‌ خلق‌ آرایه‌های‌ هنرمندانه‌ای‌ چون جناس مرکب‌، ایهام تبادر و انواع مختلفی‌ از تلمیح‌ با استفاده از نام جواهرات اشاره شد.