کاربرد بلاغی جملات استفهامی در هجویات عصر مشروطه

نویسندگان

1 اداری

2 دانشیار دانشگاه ازاد اسلامی واحد خرم اباد

doi
10.30473/prl.2023.68014.2059
چکیده

با پیشرفت‌های زبان‌شناسی و نقد ادبی زبان، امروزه آگاهانه‌تر می‌توان به تحلیل و بررسی آثار، بویژه آثار ماندگار ادبی پرداخت تا بدین وسیله به راز جاودانگی این آفریده‌های غنی پی برد. ﻧﻘﺪ ﺑﻼﻏﻲ از ﺟﻤﻠﻪ ﻧﻘﺪﻫﺎی ﺗﭙﻨﺪه و ﭘﻮﻳﺎﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ درابیات ﻓﺎرﺳﻲ وﺟﻮد دارد و در ﺳﺎﻳﺔ اﻳﻦ اﺑﺰار ﻣﻬﻢ، ﻣﻲﺗﻮان ﺑﺮ ﻣﺒﺎﺣﺚ و ﻧﻬﻔﺘﻪ‌ﻫﺎی دروﻧﻲِ تفکر ﺷﺎﻋﺮ و ﻧﻮﻳﺴﻨﺪه ره ﻳﺎﻓﺖ. بررسی ادبیت هر متن و ‌ﺷﻨﺎﺧﺖ آن ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﺎ ﺑﻼﻏﺖ ﺷﻌﺮی ﻧﻤﺎﻳﺎن ﻣﻲﮔﺮدد و ﺑﺎ ﻛﻤﻚ ﻫﻤﻴﻦ ﻧﻘﺪ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻲﺗﻮان ﺑﻴﻦ اﺛﺮی ﺑﺎ اﺛﺮ دﻳﮕﺮ ﺗﻤﻴﺰ ﻧﻬﺎد. بررسی اغراض ثانوی جملات، خصوصاً جملات انشایی، از مباحث مهم علم معانی است. در این میان، استفهام بلاغی از تأثیرگذارترین انواع این ترفند هنری به شمار می‌رود. در واقع، استفهام‌های بلاغی و اغراض ثانوی آن‌ها به عنوان شگرد و شیوه‌ای هنری شایسته بررسی و در‌خور تحقیق هستند.در این پژوهش باروش تحلیلی ،توصیفی ،ابتدا به بررسی ساختار جملات پرسشی در هجویات سه شاعر مورد نظر دورۀ مشروطه و سپس به بسامد ادوات پرسشی در اشعار ایشان پرداخته‌ایم و در پایان به کارکرد معانی ثانوی جملات پرسشی و دسته‌بندی آن‌ها با کمک جدول، بسامد هر ادات پرسش و کارکرد بلاغی را در اشعار سه شاعر مزبور نشان داده‌ایم. مساله ی اصلی این پژوهش کشف ر موز پنهانی بلاغی در جملات استفهامی هجویات عصر مشروطه است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد افزونی کارکرد بلاغی‌ تمسخر، توبیخ و تحقیر ‌در هجویات عصر مشروطه نشان‌دهندۀ نوعی تسویه‌حساب شخصی با مخاطب است که همسو با ویژگی ذاتی هجو است.