بررسی تطبیقی استعاره‌های مفهومی مرگ و زندگی در اشعار یدالله بهزاد کرمانشاهی

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران

2 گروه زبان و ادبیات فارسی. دانشکده زبان و ادبیات. دانشگاه کردستان. سنندج. ایران

3 گروه زبان و ادبیات کردی، دانشکده زبان و ادبیات، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران.

doi
10.30473/prl.2025.69844.2099
چکیده

نظریه‌ی استعاره‌ی مفهومی رویکردی نوین به مبحث استعاره است که به وسیله‌ی آن شیوه‌های بازنمایی مفاهیم انتزاعی در متون ادبی و زبان خودکار مورد بررسی قرار می‌گیرد. این پژوهش بر پایه‌ی نظریه‌ی مذکور بنا شده است. روش آن توصیفی-تحلیلی است و سعی دارد شیوه‌های بازنمایی مفاهیم انتزاعی زندگی و مرگ را در اشعار یدالله بهزاد مورد واکاوی و تحلیل قرار دهد. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که یدالله بهزاد برای عینی‌سازی مفاهیم انتزاعی«مرگ و زندگی»از حوزه‌های مبدا متنوعی استفاده کرده است. انسان‌انگاری، حیوان‌انگاری، شیء‌پنداری، عاملیت و عناصر طبیعی از جمله حوزه‌های مبدا به‌کاررفته در راستای عینی‌سازی مفاهیم«مرگ و زندگی»هستند. در این میان حوزه‌های زندگی نسبت‌به مرگ از فراوانی بیشتری برخوردار است که این می‌تواند نشان‌دهنده‌ی گرفتارشدن شاعر در دام مسائل و مشکلات زندگی باشد. در پایان باید گفت که یدالله بهزاد با یک نگاه ابزاری«زندگی و مرگ»را برانداز کرده است؛ چراکه هر زمان این دو مقوله در راستای رسیدن به اهداف دلش هستند آن‌ها را دوست می‌دارد و هروقت که در تقابل با آرزوهایش قرار می‌گیرند به نکوهش آن‌ها برمی‌خیزد.