واجآرایی؛ هنرسازهای کارا یا وَهمانگیز؟ پژوهشی در باب مزیّتمندیِ دیداری و شنیداری صنعت واجآرایی (با بررسی شواهدی از عربی و فارسی)
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه ایلام
doi
10.30473/prl.2024.67806.2052چکیده
قرنهاست که پژوهندگان عرصه بلاغت و تصویر از صنعت واجآرایی به عنوان هنرسازهای آهنگین و پویا جهت برجستهسازی تصاویر بدیعِ نهفته در متون ادبی یاد میکنند. اساسا مساله آن است که این صنعت به خودی خود نمیتواند عنصری قوامبخش و ارزشآفرین در راستای تصویرسازیِ مفاهیم ناب شاعرانه به شمار آید. صِرف إعمالِ نظر مبتکرانه شاعر در پردازش جلوههای صوتی، مادامی که مبتنی بر معادلسازی معانی بصری با جلوههای سمعیِ نباشد نمیتواند به عنوان یک مزیت ادبیِ مُتقن کمکی در راستای تصویرسازی ذهنی به مخاطب جستجوگر ارائه نماید. باید دانست که صرفِ انباشت حجم گستردهای از حروف متجانس با جلوههای ایقاعیِ یکسان شاید در بسیاری از موارد نه تنها رونق بلاغی به متن نمیبخشد بلکه باعث پیدایش رگههایی از ستیز آوائی در سامانههای تصویری متن میشود، و یا بالعکس در جایی ممکن است با القای حجم عظیمی از الفاظ و اصوات ناهمگون و ایجاد اختلالات صوتی در سازههای ترکیبی متن، تصاویری مغشوش را به نحوی پویاتر برای مخاطب به نمایش بگذارد. این پژوهش مبتنی بر روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به دادههای علمی متقن در منابع متنی و آوایی، ما را به این نتیجه میرساند که واجآرایی به مثابه صنعتی بینابین لزوما نمیتواند واجد کارائی صوتی-مفهومی باشد، بلکه حتی میتواند مخلّ معنا و بلاغت نهایی تصویر باشد، چنانکه گاه صرفا به منظور القای یک حس تلذذآمیز زودگذر به کار گرفته میشود که فاقد هرگونه وجه شناختی است، وگاه حتی خروج از استانداردهای صوتی پذیرفته شده در عُرف اهل معنی باعث میشود تصاویر جاذبتری را مطابق با اقتضاءات تاویلی متن ارائه دهد.