سلطان حسین‎میرزا جلال‎الدوله: نمادی از کارکرد قدرت در بافت اجتماعی ولایات عصر قاجار

نویسندگان

1 استادیارگروه تاریخ دانشگاه یزد

doi
چکیده

در ساختار قدرت ایران عصر قاجار، هرچند انبوه شاهزادگان، تسلّط یکپارچۀ سلسله را تسهیل می‎کرد، سازوکار تقسیم مناصب موانعی را در نظارت بر رفتار حکمرانان فراهم‎آورد و عملکرد سلطان حسین‎میرزا جلال‎الدوله نمادی از نحوۀ حکمرانی قاجاریه در ولایات بود که بازتاب آن در حیات اجتماعی از دو جهت حایز اهمیت است: رهیافت به مصایب قشرهای زیردست جامعه و تلقی اجتماعی از ساختار قدرت. هرچند جنبش مشروطیت تحدیدی بر شاه، وابستگانش و این رویه به‎شمار‎می‎رفت، تضاد منافع روس و انگلیس به شکل صف‎آرایی مستبدین و آزادی‎خواهان، منسجم‌نبودن رویه در بدنۀ مشروطه‎خواهان و استفادۀ ابزاری آنها در ضربه‎پذیری رقیب، بستر مناسبی برای فرصت‎طلبی افرادی چون جلال‎الدوله فراهم‎آورد تا با پدیدۀ نوین همراه شوند. بر‌این اساس، عملکرد جلال‎الدوله به‌عنوان نمادی از ساختار قدرت در ولایات نه‎تنها بر آسیب‎پذیری بدنۀ اجتماعی افزود، نقشی مؤثر در شکل‎دهی تلقی آنها از نظام پارلمانی داشت. مقالۀ حاضر،  با روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی، به واکاوی در اسناد، داده‎ها و مکتوبات تاریخی موجود پرداخته تا پاسخ‎گوی این پرسش‌ها باشد: در حکومت جلال‎الدوله، حیات اجتماعی فارس و یزد چه ویژگی‎هایی داشت؟ عملکرد شاهزادگانی چون جلال‎الدوله بر انتظارات مردم ولایات نسبت به پدیدۀ نوین مشروطیت چه تأثیری داشت؟ تعامل مشروطه‎خواهان با ظل‎السلطان و جلال‎الدوله تا چه میزان با آمال عمومی نسبت به نظام پارلمانی تناسب داشت؟.