بازخوانی دیالکتیک ترغیب و فشار ساختاری ترور در فرقة اسماعیلیۀ نزاری(بر اساس تبیین چهارگانۀ اسملسر)
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد جامعهشناسی، دانشگاه یاسوج(نویسندة مسئول)
2 کارشناسی ارشد علوم سیاسی، دانشگاه تهران
3 استادیار علوم سیاسی، فردوسی مشهد
4 استادیار جامعهشناسی، دانشگاه یاسوج
doi
چکیده
فرقة اسماعیلیة نزاری به رهبری حسن صباح بنیادگذار ترور در معنی کلاسیک آن است. در تاریخ ایران دهههای میانه دیدهنشده که جریانی، از ترور همچون حربهای راهبردی و همزمان سازوکاری دفاعی، به شکلی کاملاً سازمانمند در جهت نیل به اهداف خود بهره گیرد. در این پژوهش ترور در فرقۀ اسماعیلیه با رهیافت کیفی و بر اساس شواهد تاریخی بررسی و با تکیه بر استدلال استقرایی، به تحلیل جامعهشناختی عوامل مؤثر بر عملکرد این جریان بررسی و شرایط علّی و مداخلهگرِ مسبب شکلگیری پدیدۀ ترور در فرقۀ اسماعیلیه شناسایی شدهاست. پژوهش حاضر با تمرکز بر نظریۀ ترغیبات و فشارهای ساختاری اسملسر و با تأکید بر موضوعاتی چون بررسی چرایی تبدیل رفتار جمعی به جنبش اجتماعی و سازوکار بروز آن به شکل جنبشی ارزشگرا، و طرح این نظر که افتراقیافتگی نازلِ قدرت سیاسی و قدرت دینی، موجب ظهور جنبش اجتماعی با بیان مذهبی میشود، درصدد شناسایی شرایط علّی و مداخلهگر مؤثر در ظهور پدیدۀ ترور در این فرقه است. نتیجه آنکه که این دو مؤلفه در جریان منازعۀ تاریخی برای تصاحب قدرت، به تولید و بازتولید ترور در فرقۀ اسماعیلۀ نزاری انجامید.