تحلیلی بر مولّفههای تاریخیِ بنیادینِ دینی- فرهنگیِ شهر ایرانی اسلامی در قرون نخستین و قرون میانی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه شهرسازی، واحد شهر قدس، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استادیار شهرسازی دانشگاه گیلان (نویسنده مسئول)
3 دانشیار شهرسازی دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره).
doi
10.22054/qjss.2018.24869.1623چکیده
با وجودِ تکثری از متون در حوزه مفهوم «شهر اسلامی»، هنوز انسجام مشخصی بین یافتههای رویکردهای آرمانشهری و تاریخی در این مطالعات دیده نمیشود. این مهم، به نادیده گرفتن نقشِ عوامل موثر چندگانه و متفاوت در شکل گیری «شهرهای پیچیده دوره اسلامی» انجامیده است. خوانشِ محتوایی شهر ایرانی اسلامی، نیازمند درکی واقع گرا و تاریخی در ابعاد مختلف آن است. رویکرد تحقیقِ این پژوهش، کیفی و راهبرد آن پژوهش تاریخی است. همچنین ابعاد تحلیلیِ متن، ناظر به ادراکی «فرآیندی» از تولد و تحول شهر به جای شناختی «محصول محور» از آن است. بازه زمانی پژوهش نیز تا دوره صفویه را در بر دارد. یافتهها؛ بیانگر وجود «شصت» مؤلِفه کلیدی بنیادین در این زمینه و در سه لایه «تاریخ اعراب»، «فرهنگ ایران» و «تمدن ایرانی اسلامی» میباشد. مؤلِفهها، به تنهایی متعلق به «دین – فرهنگِ» خاص اعراب و یا ایرانیها نبوده و حاصل یک رابطه هم افزا بودهاند. نگاهی کلان به مجموعه مؤلفهها؛ امکان درکِ چگونگی شکلگیری فرآیند بیرونی پیدایش و رشد شهر و همچنین امکان تبیینِ پدیدهها، وقایع و تحولات دینی و فرهنگیِ جامعه و شهر ایرانی اسلامی را در قرون یاد شده فراهم مینماید.