انتخاب راهبردهای کنش گفتاری تقاضا در زبان کردی بر اساس دو عامل اجتماعی جنسیت و قدرت

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد گروه زبان‌شناسی دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار

2 استادیار گروه زبان‌شناسی دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار

3 استادیار گروه زبان‌شناسی دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار

doi
10.22059/jolr.2019.72008
چکیده

پژوهش حاضر که در حوزۀ کاربردشناسی و جامعه‌شناسی زبان انجام‌شده، به بررسی و تحلیل نوع و تعداد راهبردهای بیان تقاضا در زبان کردی-گویش مُکری- با در نظر گرفتن تأثیر یا عدم تأثیر عوامل اجتماعی نظیر جنسیت کاربر زبانی و سطح قدرت مخاطب می‌پردازد. بدین منظور، جهت گردآوری داده‌ها، پرسش‌نامۀ آزمون تکمیل گفتمان حاوی 12 موقعیت میان 130 نفر از گویشوران کردزبان (زن و مرد به تعداد مساوی با محدودۀ سنی بین 25 تا 35 سال و حداقل سطح سواد کارشناسی) بومی شهرستان مهاباد واقع در جنوب استان آذربایجان غربی توزیع گردید. علاوه بر پرسش‌نامه از روش مشاهدۀ مستقیم (حدوداً 7 ساعت ضبط مکالمۀ روزمره‌ در موقعیت‌های مختلف اما کاملاً طبیعی و غیر تصادفی) استفاده شد تا بتوان داده‌هایی معتبر به لحاظ آماری جمع‌آوری نمود. الگوی درک کنش‌های گفتاری بین فرهنگی بلوم-کولکا، هاوس و کاسپر (1989) به عنوان چارچوب نظری اصلی پژوهش مورد استفاده قرار گرفت. در کنار این الگو، از راهبردهای ادب براون و لوینسون (1987) نیز به عنوان ابزاری کمکی بهره گرفته شد. نتایج پژوهش نشان داد که تفاوت بین زن و مرد در انتخاب نوع راهبردهای بیان تقاضا معنادار است و سطح قدرت مخاطب بر روی انتخاب راهبردها تأثیر معنادار می‌گذاشته و نیز انتخاب راهبردها در هر دو جنس فارغ از تفاوت آنها در سطح قدرت نیست. در رابطه با راهکارهای حمایتی از «وجهۀ مثبت و منفی» در نظریه ادب زبانی براون و لوینسون (1987) باید گفت که نتایج این پژوهش در زمینۀ تمایل به ارتباط و تعامل افراد با یکدیگر به‌عنوان اعضای یک گروه واحد با مفهوم وجهۀ مثبت سازگار است. همچنین، یافته‌های این پژوهش متضمن این نکته است که زبان‌شناسان در مقام برنامه‌ریزان آموزشی، می‌بایست به تبیین تفاوت‌های جامعه‌شناختی زبان در امر تدریس زبان کردی به غیر کردزبانان بپردازند تا از مشکلات و نقایص احتمالی در ارتباطات و تعاملات فردی این زبان‌آموزان با افراد کردزبان کاسته شود.