شگردهای مولوی برای اقناع مخاطب در داستان نخجیران و شیر

نویسندگان

1 دانشکده ادبیات دانشگاه محقق اردبیلی

2 عضو هیات علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی

3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی

doi
10.30473/prl.2022.40053.1932
چکیده

اقناع مخاطب به عنوان فرایندی که برای تغییر نگرش مخاطب و همراه کردن او با عقاید گوینده انجام می‌شود، یکی از اهداف اصلی متون عرفانی تعلیمی از جمله مثنوی است. مولوی با توسّل به شیوه‌های مختلف تأثیرگذاری بر مخاطب، سعی در انتقال مفاهیم عرفانی به مخاطب دارد و از ابزارهای کلامی و غیرکلامی متعدّدی برای این منظور بهره می‌برد. یکی از شیوه‌های مولوی برای رسیدن به این مقصود، استفاده از شیوۀ داستان‌پردازی است. از جمله داستان‌های مثنوی که این موضوع را به وضوح نشان می‌دهد داستان نخجیران و شیر است. نتایج حاصل نشان می‌دهد که مولوی این داستان را به شیوۀ گفتگو‌ محور پیش می‌برد و از زبان هر یک از طرفین مناظره کننده، با استفاده از شیوه‌های خاصی برای اقناع طرف مقابل، به بیان عقاید رایج در زمینۀ جهد و توکّل می‌پردازد. در این مناظرات مولوی از شیوه‌های خاصی برای اقناع حریف بهره می‌برد که اهمّ آن‌ها عبارتنداز: احتجاج به آیات و روایات، ذکر دلایل حسّی، عقلی و وجدانی، استفاده از زبان بدن، تمثیل و...