چیستی غرب و مدرنیته در اندیشه شریعتی

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی قم

2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی قم

3 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی قم

doi
10.30465/os.2020.5527
چکیده

اندیشمندان ایرانی به فراخور زمانه و زمینه، هر کدام رویکردی متفاوت در برخورد با غرب و مدرنیته برگزیدند. هدف این پژوهش، فهم نگرش شریعتی نسبت به غرب و مدرنیته بوده و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و با استناد به آثار ایشان و بر اساس چارچوب نظری مکتب فرانکفورت به دنبال دست­یابی به این هدف و پاسخ­گویی به این سؤال است که موضع و دیدگاه شریعتی نسبت به چیستی غرب و مدرنیته چیست؟ به نظر می­رسد ایشان با نگاهی گزینشی و انتقادی به چیستی غرب و مدرنیته، بر لزوم استفاده‌ی صحیح از مدرنیته و حفظ هویت در برابر چیستی غرب اصرار می‌‌ورزید. بنا بر شواهد، نگرش شریعتی به چیستی غرب از منظر تمدن و استعمار است. وی به جنبه‌های مثبت و علمی تمدن غرب، به دلیل تناسب با جوامع جهان‌ سوم تمایل نشان می‌داد، و به استعمار از آن‌ جهت که از خود بیگانگی را بر جوامع جهان ‌سوم تحمیل می‌کرد، نگاه منتقدانه‌ای داشت. زاویه‌ی دید او به مدرنیته نیز، به دو وجه تمدن و تجدد تقسیم می‌شود. وی علی‌رغم آن‌که تمدن را امری مثبت می‌دانست، بر تجددی هجوم می‌برد که ما را مقلّد و مصرف‌زده می‌کرد.