بررسی کارکردهای استعاره‌ مفهومی در اشعار ابراهیمی و رحمان دوست

نویسندگان

1 زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران

2 مدرس دانشگاه محقق اردبیلی

doi
10.30473/prl.2022.62522.1935
چکیده

استعاره مفهومی عنوان تازه‌ای است که در سده اخیر از سوی زبان‌شناسان شناختی مطرح شده و در حقیقت نامی است برای تلاش‌های ذهن برای فهم و انتقال مفاهیم انتزاعی. در این طرز نگرش، استعاره از چارچوب علوم بلاغی بیرون می‌آید و دیگر وسیله تزیین کلام نیست بلکه اساس فکر بوده و ابزاری برای درک امور غیرمادی محسوب می‌شود. پیشروان این نظریه لیکاف و جانسون بودند که در تشریح استعاره مفهومی آن را به سه نوع هستی‌شناختی، شناختی و جهتی تقسیم کردند. هر کدام از این استعاره‌ها از دو سویه تشکیل شده‌اند که حوزه‌های مبدا و مقصد نامیده می‌شوند. ما در این پژوهش که به شیوه کتابخانه‌ای و تحلیلی- توصیفی انجام گرفته‌است تلاش کرده‌ایم استعاره‌های مفهومی به کار رفته در اشعار ابراهیمی و رحماندوست را از نظر حوزه مقصد مورد بررسی قرار دهیم تا ببینیم عمده‌ترین حوزه‌های مقصد اشعارشان کدامند؛ یعنی این دو شاعر استعاره‌های مفهومی را برای عینی‌سازی چه مفاهیمی به کار گرفته‌اند. برای این منظور 21 کتاب از میان کتاب‌های این دو شاعر انتخاب شد و پس از بررسی 122 مورد استعاره مفهومی یافت شد و مشخص شد که شاعران از این استعاره‌ها برای تشریح مفاهیمی چون: زمان، عواطف، علاقه، مذهب و روابط انسانی استفاده کرده‌اند که در این میان سهم عمده حوزه مقصد متعلق به عینی‌سازی عواطف است.