قانون اساسی جدید عراق و مهندسی ساختار دولت

نویسندگان

1 استادیار علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد

doi
چکیده

وقایع یازده سپتامبر و سپس تهاجم سنگین آمریکا به افغانستان و عراق، باعث تغییر و تحول صوری و محتوایی بسیار گسترده‌ای در معادلات سیاسی و امنیتی خاورمیانه، خلیج فارس و شمال آفریقا شده است. این تعییر و تحول‌ها به گونه‌ای است که فضا و محیط نوینی را در خاورمیانه، هم از حیث حذف و یا ظهور رژیم‌های سیاسی جدید، تغییر ماهیت یارگیری‌های بازیگران و دگرگونی فضای ذهنی و تصمیم‌گیری نخبگان و دولت‌مردان و هم از جنبه پدیدار شدن عصر جدیدی در معادلات بین‌المللی و تغییر ساختار قدرت در عرصه نظام بین‌المللی، حاکم کرده است. آمریکا با حذف صدام حسین در حال تلاش برای مهندسی ساختار قدرت و حکومت جدید در عراق منطبق با مطلوبیت‌ها، راهبردها و سیاست‌های طراحی شده خود برآمده که از آن میان ماهیت قانون اساسی جدید و چیستی درون مایه آن اهمیت به‌سزایی یافته است. نگارنده بر این باور است که از یک سو، محتوای قانون اساسی جدید در فضای پر فشار نظم جدید بین‌المللی، که کمابیش با موج سوم دموکراسی پیوند خورده است، نمی‌تواند عناصر و مؤلفه‌های تمدنی مدرنیته را در خود حمل نکند؛ ولی از دیگر سو، در عراق یک قومیت‌گرایی قدرتمند و با پتانسیل جدایی‌طلبی رو به رشد و یک انشقاق مذهبی نسبتاً نیرومند میان شیعه‌ها و سنی‌ها، قانون اساسی جدید دولت عراق را به مثلثی از ناهمسانی و ناسازگی تبدیل خواهد کرد.