سیاست پولی و نااطمینانی‌های اقتصادکلان در ایران: رویکردی تجربی با تحلیل در حوزه زمان - فرکانس

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه گیلان

doi
10.22034/ecoj.2023.57556.3216
چکیده

نااطمینانی در متغیرهای کلیدی اقتصادکلان با اخلال در تصمیم­گیری عاملین اقتصادی و اعوجاج در سازوکار تخصیص منابع، چالشی مهم برای اقتصاد ایران به شمار می­رود. از این­رو، اتخاذ سیاست­های مناسب برای کاهش نااطمینانی ضروری است. بر این اساس، تحقیق حاضر اثربخشی سیاست پولی در کاهش نااطمینانی­های اقتصادکلان را طی دوره 1400 – 1368 بررسی می­کند. برای این منظور، از تبدیل موجک پیوسته برای کشف پویایی­های ارتباط میان سیاست پولی با نااطمینانی تورم، نااطمینانی رشد اقتصادی و نااطمینانی در بازار ارز استفاده شد. نتایج نشان دهنده آن است که نااطمینانی تورم صرفاً در افق میان­مدت و بلندمدت در بازه زمانی 1376 – 1372 واکنش تهاجمی سیاست پولی را به دنبال داشته است. ابزار سیاست پولی در اقتصاد ایران کارکرد لازم را در کاهش نااطمینانی بخش حقیقی ندارد و در میان­مدت و بلندمدت عقیم است. نتایج نشان دهنده ارتباط شدید میان نااطمینانی در بازار ارز و ابزار سیاست پولی است. به طوری که در بلندمدت، نااطمینانی در بازار ارز به رشد بیش­تر پایه پولی منجر می­شود. فرآیند مذکور ریشه در سرکوب نرخ ارز توسط سیاست­گذار برای لنگر کردن انتظارات تورمی و کسب اعتبار دارد. این رویه، منجر به رشد کل­های پولی و شدت یافتن نااطمینانی در بازار ارز می­شود که نتیجه آن بلاموضوع شدن سیاست پولی است. مقاله حاضر می­کوشد با کالبدشکافی رابطه میان متغیرها در حوزه زمان – فرکانس، اطلاعات و پیشنهادهای سیاستی مفیدی ارائه نماید.