دلایل مرتضی مطهری دربارۀ معناداری علم اجتماعی اسلامی

نویسندگان

1 مربی و عضو هیئت ‌علمی ‌پژوهشگاه ‌فرهنگ‌‌و‌اندیشۀ اسلامی. دانشجوی دکتری رشتۀ مدیریت راهبردی دانش

doi
10.22034/ksiu.2021.1181
چکیده

هدف: هدف از نگارش این مقاله، بازسازی و صورت‌بندی دلایل مرتضی مطهری دربارۀ معناداری علم اجتماعی اسلامی بود. بر این اساس، هم نظر اثباتی و مستقل وی بیان شده است و هم گفته‌های نفی‌ای و انتقادی دیگران پاسخ داده شده‌اند. روش: گردآوری داده‌های این مقاله، متن‌مدار بود و در مرحلۀ تحلیل داده‌ها نیز روش استنباطی و استنتاجی مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی به کار گرفته شد. یافته‌ها: نقدهای مرتضی مطهری به بی‌معناانگاری علم اجتماعی اسلامی عبارتند از: اکثری‌انگاری مضمونهای اجتماعی اسلام، متداخل‌انگاری غایت‌ اسلام با علم اجتماعی، همساز‌انگاری منطق معرفتی اسلام با علم اجتماعی، عدم نسبی‌انگاری معرفت اسلامی و آمیخته‌انگاری تعلیل اسلامی با علم اجتماعی. نتیجه‌گیری: اولاً، علم اجتماعی اسلامی از لحاظ نقلی و درون‌دینی، موجّه است و اسلام دارای چنین پیوندی با علم اجتماعی است؛ ثانیاً، از لحاظ عقلی و برون‌دینی نیز مانع ابطال‌کننده‌ای در برابر معقولیت علم اجتماعی اسلامی وجود ندارد؛ ثالثاً، علم اجتماعی اسلامی افزون بر امکان و معناداری، ضروری و بایسته است و ما باید در پی نظریه‌پردازی دربارۀ آن باشیم.