بررسی وجودِ ذهنی در هستی‌شناسیِ معرفتِ حکمت متعالیه و استنتاج دلالتهای آن برای فلسفة تعلیم و تربیت اسلامی

نویسندگان

1 گروه فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی تهران

2 دکترای فلسفة تعلیم و تربیت و استاد فلسفة تعلیم و تربیت اسلامی، دانشگاه علامه طباطبایی.

3 دکترای فلسفة تعلیم و تربیت و دانشیار فلسفة تعلیم و تربیت، دانشگاه تربیت مدرس.

4 دکترای فلسفة تعلیم و تربیت و دانشیار فلسفة تعلیم و تربیت، دانشگاه الزهرا.

doi
10.22034/ksiu.2021.1182
چکیده

هدف: این پژوهش با هدف تبیین وجودِ ذهنی از منظر هستی‌شناسیِ معرفتِ حکمت متعالیه و استنتاج دلالتهای آن در فلسفة تعلیم و تربیت اسلامی انجام شده است. روش: این پژوهش با روش استنتاجی(قیاس عملی) انجام شده است. یافته‌ها: در گام اول، بحث وجودِ ذهنی در هستی‌شناسیِ معرفتِ حکمت متعالیه توصیف و تحلیل شده و چکیدة مباحث آن در قالب چهار گزارۀ «وجود ذهنی، مرتبه‌ای از هستی است»، «در علم حصولی، ماهیت شیء در نفس با وجود ذهنی موجود است»، «میان وجود خارجی و وجود ذهنی اشیا، اتحاد ماهوی برقرار است» و «اکتساب و توسعة موجودات ذهنی(علوم حصولی)، انبساط و اشتداد ذهن است»، تدوین شده است که در شمار مبانی فلسفة تعلیم و تربیت اسلامی محسوب می‌شوند. در گام دوم، مدلولهای تربیتی گزاره‌های مبنایی مذکور، با استفاده از روش استنتاجی(قیاس عملی) استنباط شده است. نتیجه‌گیری: در این بخش، اصلِ «یقین‌گرایی در شناخت هستی و پرهیز از معارف مظنون و مشکوک» و اصلِ «اولویت علوم یقینی بر علوم ظنی در تنظیم محتوای برنامه درسی»، ناظر به تحقق هدفِ «شناخت یقینی عالَم هستی» و اصلِ «توسیعِ و تشدید اکتساب علوم حصولی»، ناظر به تحقق هدفِ «انبساط و اشتداد ذهن»(در مجموع، سه اصل و دو هدف تربیتی) ارائه شده است.