عدالت و حقوق بشر در اقتصاد نوین جهانی: شکلگیری قواعد جدید و اولویتهای مربوط به آن
نویسندگان
1 استاد گروه روابط بینالملل دانشگاه ایالتی سان فرانسیسکو
2 گروه فلسفه کالج ریچارد استاکتون، دکترای حقوق، مشاور ارشد سیاستگذاری سلامت جهانی، پزشکان مدافع حقوق بشر، کمبریج
doi
چکیده
دو موضوع حقوق بشر و عدالت اجتماعی در یک ارتباط دوسویه با یکدیگر قرار دارند و باید کاربست آنها نیز با پیروی از این ویژگی تجزیه و تحلیل گردد. با توجه به لایههای مختلف میزان وابستگی و تعلق جوامع مختلف به یکدیگر که از آثار نظم اقتصاد امروزی جهان است، نمیتوان برای توصیف عدالت به یک جامعه خاص بسنده نمود. دستمایههای منفی جهانی شدن نئولیبرالیسم ما را به ضرورت اتخاذ تدابیر مناسب جهت مهار آثار منفی همگرایی اقتصادی رهنمون نموده است. در این رابطه ملاحظات متعددی باید در نظر گرفته شود. برای بسیاری از مردم ساکن در جهان در حال توسعه، جهانی شدن نئولیبرال موانع جدی بر سر راه تأمین حقوق اقتصادی و اجتماعی فراهم میآورد و این امر همزمان توان و اهمیت دولت را در تضمین این حقوق تضعیف مینماید. یکی از دلایلی که بحث و جدل در کشورهای فقیر راجع به حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را دامن زد، مسئله جهانی شدن است. این مسئله ایجاب میکند مبانی حمایت از آزادیهای اقتصادی نئولیبرالیسم و حکومت حداقلی که روند فعلی رهیافت تقلیل قدرت اجتماعی دولت در جهان میباشد و بر کم و کیف رفاه فقرا تأثیرگذار است، مورد ارزیابی قرار گیرد.