نقش ویژگی های شخصیتی، کیفیت آموزشی و توانمندی فردی در نگرش به حرفۀ معلمی دانشجومعلمان

نویسندگان

1 کارمند آموزش و پرورش، مدرس پیام نور

2 دانشیار گروه علوم تربیتی و روان‌شناسی دانشگاه یزد

3 استادیار گروه علوم تربیتی و روان‌شناسی دانشگاه یزد

doi
چکیده

هدف اصلی پژوهش حاضر پیش­بینی نگرش به حرفه معلمی دانشجومعلمان بر اساس ویژگی­های شخصیتی، کیفیت ­آموزشی و توانمندی فردی بوده است. کلیۀ دانشجومعلمان شاغل به تحصیل در دانشگاه فرهنگیان استان یزد، به تعداد 608 دانشجومعلم پسر و دختر، جامعه آماری مورد نظر را تشکیل داده­اند. بدین منظور، 255 دانشجومعلم، به شیوۀ نمونه­گیری طبقه­ای تصادفی با انتخاب متناسب -130 دانشجومعلم پسر و 125 دانشجومعلم دختر- در نظرگرفته شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش، از چهار پرسشنامۀ فرم کوتاه ویژگی‌های شخصیتی نئو (NEO – FFI)، کیفیت آموزشی شریف­­زاده و عبدالله­زاده (1390)، توانمندی فردی پترسون و سلیگمن (2004)، و نگرش به حرفۀ معلمی استنر (2009) استفاده شد. داده­ها با استفاده از شاخص‌های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به شیوۀ همزمان تحلیل شدند. نتایج پژوهش آشکار کرد که بین نمرۀ مؤلفه­های توانمندی فردی، ویژگی­های شخصیتی (به غیر از روان‌نژندی) و مؤلفه­های کیفیت آموزشی (به غیر از کیفیت امکانات، زیرساخت­ها و امور پشتیبانی) با نگرش به حرفۀ معلمی دانشجومعلمان رابطۀ مستقیم و معنادار وجود دارد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که متغیرهای مذکور می­توانند در مجموع 80/24 درصد از واریانس متغیر نگرش نسبت به حرفه معلمی را تبیین کنند و دلپذیر بودن بهترین پیش­بینی‌کنندۀ نگرش نسبت به حرفه معلمی است. بر اساس یافته­های این پژوهش، به دانشگاه فرهنگیان پیشنهاد می­شود تا ضمن توجه به شخصیت و توانمندی­های فردی متقاضیان حرفۀ معلمی در هنگام ورود، با فراهم آوردن کیفیت آموزشی مطلوب در مراکز تربیت معلم، زمینه­های نگرش مثبت نسبت به حرفۀ معلمی را در آن­ها پرورش دهد.