تبیین جایگاه حق پیشرفت در نظام امنیت جمعی نوین با تأکید بر اصلاحات ساختاری ملل متحد
نویسندگان
1 نامزد دریافت درجه دکترای حقوق بینالملل دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد کرمانشاه
doi
چکیده
با پایان جنگ سرد و به ویژه با پدیداری ایده جهانی شدن، گفتمان نوینی در ادبیات روابط و حقوق بینالملل شکل گرفت که بازتاب وابستگی متقابل جهانی، در همتنیدگی ساختار و محتوای امنیت/ پیشرفت و همگرایی کارگزاران بازیگران، ملی منطقهای و بینالمللی در راستای مدیریت چالشها و تهدیدهای پیش روی است. دقت در ابعاد و محتوای گفتمان موصوف گویای این واقعیت است :که ١. ماهیت تهدیدها نسبت به دوران جنگ سرد تغییر کرده است. (تهدیدهای جامع و فراگیر). ٢. منابع و کانونهای تهدید دچار دگرگونی شده است. (گذر از پیرامون به کانون و از سطح ملی به گستره جهانی) ٣. پاسخها/ واکنشها نیز به همان نسبت متنوع شده است. ۴. تنوع کارگزاران/ بازیگران و ساختارهای امنیتی (از سطح ملی به گستره جهانی و شکلگیری جوامع امنیتی) ۵. بازاندیشی ارزشهای حیاتی و تغییر در نظام تفسیر ارزشها (از حوزه ملی به حوزه جهانی، از دولت به فرد) با عنایت به ابعاد متنوع گفتمان امنیتی نوین، «پیشرفت» به عنوان بعد انسانی/ اجتماعی امنیت در کانون «نظام امنیت جمعی» جای گرفته و در کنار ایده «صلح» مینشیند و این تغییر منزلت و جایگاه الزامهای ویژهای با خود به همراه دارد و به خودی خود به تحول و تغییر در الگوهای کنش اجتماعی ساختار و محتوای حقوق جهانی، هویت و نقش پویایی و تحرک/کارگزاران بازیگران بینالمللی و شتاببخشی به روندهای در حال تکوین در راستای بازاندیشی ارزشهای حیاتی در فرایندهای تصمیمسازی اقدام میانجامد. نوشتار پیش روی در پرتو واقعیتهایی مانند «تفکیکناپذیری امنیت از پیشرفت» و «نابرابری در پیشرفت» به بازاندیشی و تحلیل روندهایی که در گزارش دبیر کل ملل متحد و همچنین گزارش هیأت بلندپایه به نام «تهدیدها، چالشها و تغییر» با انگیزه تحول در ساختار خانواده ملل متحد و فارغ از توجه به ضرورت تغییر در محتوا و ماهیت سیستم حقوقی بینالمللی و اصلاح رویهها، فرایندها، سازوکارها و الگوهای کنش و تعامل در گستره جهانی مورد اهتمام بوده است میپردازد.